امام حسین عزیزترینم

امام حسین عزیزترینم

تقدیم به مولای عزیزم امام حسین
امام حسین عزیزترینم

امام حسین عزیزترینم

تقدیم به مولای عزیزم امام حسین

مکه

مکه مقدس‌ترین شهر اسلامی است. کعبه و مسجد الحرام در این شهر قرار دارد و زادگاه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت علی علیه السلام و بسیاری از بزرگان صدر اسلام و نیز محل بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.


این شهر معروف و قدیمی در حجاز در کشور عربستان سعودی و نزدیک دریای سرخ (بحر احمر) قرار دارد و به وسیله بندر جده به دریا مرتبط است. مکه، با بیش از 400هزار جمعیت، بزرگترین شهر عربستان سعودی به شمار می‌آید.


این شهر علاوه بر مکه دارای نام‌هایی همچون « بکّه»، «امّ القری» و «بلدالحرام» نیز بوده است که در قرآن مجید به تمامی این اسامی اشاره شده است.


شهر مکه از روز آغاز آفرینش محترم بوده است. خداوند این شهر را به دعا و درخواست حضرت ابراهیم علیه السلام «بلد امن» (سرزمین امن) قرار داد و هر گونه قتل و کشتار و شکار را در آن حرام و ممنوع فرمود.


این سنت الهی در دوران‌های مختلف محفوظ ماند، حتی در عصر جاهلیت که قتل و کشتار رواج فراوان داشت، حرمت این شهر حفظ می‌شد، و حتی اگر کسی قاتل پدر خویش را نیز در حرم مکه می‌دید با او گلاویز نمی شد. با این حال، حرمت این شهر در دوران خلافت یزید بن معاویه و یک بار نیز در قتل عام حجاج در دهه 60 شمسی شکسته شد

 

 

http://daneshnameh.roshd.ir.

 

شیطان

ابلیس نماد تکبر

ابلیس در قرآن نماد تکبر و استکبار و عصیان و نیز دشمن آشکار انسان است که می کوشد به هر شکل و روشی انسان را به بند کشیده و گمراه و بدبخت سازد. (اسراء آیات 61 و 62 و ص آیه 82) قرآن ریشه این دشمنی را خودبرتربینی برمی شمارد که موجب شد اطاعت انسان را به عنوان خلیفه خداوند نپذیرد و با عصیان خویش به جنگ با انسان و خدا برود.
این دشمن در تحلیل و گزارش های قرآنی از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است که بی شناخت خصوصیات و رفتارهای او نمی توان از دست اذیت و آزارهایش در امان ماند. ویژگی مهم ابلیس پنهان بودن وی از چشم انسان است. وجود جنی او که ریشه در آتش دارد این امکان را برایش فراهم کرده است تا انسان را ببیند در حالی که دیده نشود. (اعراف آیه 27) از این روست که قرآن به اشکال مختلف و در آیات متعددی به این دشمن پرداخته و شیوه ها و روش های او را تحلیل و تبیین نموده تا انسان با بهره گیری از آموزش ها و توانایی هایی که در ذاتش سرشته و امانت نهاده شده است خود را از شر و آسیب های او در امان نگه دارد.
خداوند در آیه 50 سوره کهف به انسان هشدار می دهد که نسبت به دشمنی ابلیس هوشیار باشد. با آن که از نظر قرآن این دشمنی ابلیس آشکار است (یس آیه 60) ولی به نظر می رسد مردم کم تری به این دشمن توجه دارند.
 
ابلیس پنهان، دشمن آشکار

تعبیر قرآن به عدو مبین یعنی دشمن آشکار با توجه به این که ابلیس موجودی ناپیدا برای آدمی است و انسان نمی تواند وی را ببیند، شاید به این علت باشد که ابلیس به هیچ وجه حاضر به دست برداشتن از دشمنی خویش با انسان نیست و آشکارا اعلام داشته که با آدم (ع) و فرزندان وی دشمن است و تا آنان را به گمراهی و بدبختی نکشاند دست بر نمی دارد. (اعراف آیه 27)
ابلیس برای رسیدن به این مقصد از خداوند مهلت می گیرد که تا قیامت این فرصت را داشته باشد مردمان را گمراه کند (اعراف آیات11 تا 15) ولی خداوند به وی مهلت می دهد تا زمانی معین این امکان را داشته باشد که به گمراهی مردمان مشغول باشد. (حجر آیات 32 تا 38 و ص 79 تا 81)
به نظر می رسد این وقت معین دارای دو مفهوم باشد نخست آنکه شاید مراد از وقت معلوم این باشد که وی بتواند تا زمان مرگ آدمی درروی زمین او را گمراه کند ولی اجازه نداشته باشد پس از مرگ و در عالم برزخ و عالم مثال به انسان دسترسی داشته باشد. گمانه دوم این است که به وی اجازه داده شده است تا زمانی که حکومت مهدوی(ع) برپا نشده به این کار خویش ادامه دهد ولی پس از آن قادر نباشد به گمراهی مردم اقدام کند.
قرآن ضمن گزارش کامل از علت دشمنی ابلیس نسبت به آدم(ع) به این نکته اشاره می کند که این دشمنی، خاص فردی نیست بلکه عموم بشریت را شامل می شود و در حقیقت ابلیس سوگند خورده است تا همه بشر را گمراه و بدبخت سازد و از اطاعت و پیروی خدا باز دارد. (نساء آیه 117 تا 119 و اعراف آیه 11 تا 17 اسراء آیه 61 و 62 و ص آیه 74 و 82 و سبا آیه 20 و 21)
البته گروه بسیار اندکی را از این مسئله جدا می سازد که اینان همان بندگان صالح در تعبیر ابلیس است. (حجر آیه 39 و 40)
به نظر می رسد که این گروهی که استثنا شده اند کسانی هستند که ابلیس خود می دانست که راهی برای گمراهی آنان ندارد. (همان)
قرآن از دوستی انسان با ابلیس که دشمن آشکار انسانی است پرهیز می دهد (کهف آیه 50) و بیان می کند که ابلیس می کوشد هم چنان که خود از امر پروردگارش سرپیچید و راه فسق و فجور را در پیش گرفت مردم را به فسق و عصیان بکشاند و مردمان را جزو ستمگران و ظالمین قرار دهد.
(همان)
 
دیدگاه ابلیس نسبت به انسان

ابلیس موجودی مختار همانند دیگر جنیان است و می تواند بر پایه اراده خویش اطاعت و یا عصیان پیشه گیرد. (بقره آیه 34) وی می تواند انسان ها را با وسوسه و اغواگری از راه بدر کند و گمراه نماید. (اعراف آیه 16 و 17 و نیز حجر آیه 39 و 40)
به نظر ابلیس جنس انسان از ماده بی ارزشی آفریده شده (لجن و گل بدبو) بنابراین قابلیت آن را ندارد که مورد اطاعت و سجده قرار گیرد. (حجر آیه 32 و 33 و اسراء آیه 61) این موجود دارای فرزند است و خود و فرزندانش به کینه رانده شدن از درگاه خدا می کوشند تا فرزندان آدمی را گمراه و بدبخت سازند. او موجودی عصیان گر (بقره آیه 34) و ملعون و رانده شده از درگاه خداوندی است. (ص آیه 75 تا 78) و ریشه اخراج وی از جایگاه رفیع در میان فرشتگان استکبار او بوده است. (ص آیه 75 و 77)
به نظر شیطان آدم قابل تکریم و احترام و اطاعت نیست (اسراء آیه 62) و به کینه ای که از وی در دل دارد می کوشد او و فرزندانش را گمراه کند. از این رو با توجه به توانایی هایی که در اغواگری و فریب و وسوسه دارد آدمی را به دام می اندازد و می کوشد تا بر پایه آن، بدبختی و شقاوت ابدی را نصیب انسان کند. وی برای دست یابی به این هدف از روش هایی بهره می برد که در این جا به برخی از آن ها با توجه به آیات قرآنی اشاره می شود.
 
روش های اغواگری ابلیس

ابلیس برای دست یابی به هدف خود که سوگند خورده و به آن پای بند است از شیوه های متفاوتی استفاده می کند تا انسان، منحرف و گمراه شود. (اعراف آیه 11 تا 17) از جمله این روش ها می توان به آهنگ باطل اشاره کرد. وی با ایجاد صوت خاصی می کوشد تا آدمی را از حق و حقیقت دور سازد. شیخ طبرسی در مجمع البیان ذیل همین آیه منظور از گمراه کردن با صوت و صدا را آهنگ های باطلی دانسته است که مصداق آن غنا و صداهایی است که آدمی را به گمراهی و گناه می خواند.
به نظر می رسد که صوت، اختصاص به آهنگ های باطل و نوازندگی نداشته باشد بلکه گاه در گوش جان آدمی زمزمه می کند که ما امروزه از آن به بیماری اسکیزوفرنی و یا شیزوفرنی یاد می کنیم.
بسیاری از افراد روان پریش بر این باورند که شخصی در گوش آنان زمزمه می کند و آنان را به گناه و یا کفر دعوت می کند و یا می خواهد پدر و مادر و یا خواهر خود را بکشند و یا به دیگری آسیب برسانند و یا این که دیگری می کوشد تا به وی آسیب برساند. به نظر می رسد که ابلیس این توانایی را داراست تا در گوش برخی زمزمه شیطانی بخواند و آنان را با صوت خویش گمراه و بدبخت سازد.
شیطان برای رسیدن به مقصود خویش از سواره نظام و پیاده نظام گسترده ای برای اغوای انسان استفاده می کند (اسراء آیه 61 و 64) این سواره نظام و پیاده نظام با شیوه های مختلف به جنگ انسان می آیند و از هر ابزاری برای تسلط بر بشر بهره می برند. بنابراین انسان می بایست بسیار هوشیار و آگاه باشد تا از شر و بدی دشمنانی این گونه قدرتمند و فراوان در امان بماند.
از روش های نفوذ و تسلط شیطان بر آدمی بهره گیری از سوگندهای دروغین است. قرآن گزارش می کند که ابلیس چگونه با بهره گیری از این شیوه توانست بر آدم چیره شود و مهار کنش و واکنش های وی را در اختیار گیرد و او را وادار سازد به دست خود عصیان کند و از میوه ممنوع بخورد و از بهشت رانده شود. (اعراف آیه 20 تا 22)
ایجاد آرزوهای موهوم و دروغین و وعده های نادرست در انسان از روش هایی است که ابلیس برای دست یابی به اهداف خود از آن بهره می برد. در داستان حضرت آدم(ع) دیده شد که چگونه وی را به وعده جاویدانگی و سلطنت پایدار و یا فرشته شدن و در امان ماندن از آسیب های احتمالی و مشکلات آن، گمراه کرد و او را وادار کرد از میوه ممنوع بخورد و از بهشت و نعمت های آن محروم گردد و اگر پذیرش توبه و هبوط وی به زمین نبود به عنوان شقی ابدی گرفتار دوزخ و خشم الهی می شد. (نساء آیه 117 تا 119)
وعده های فریبنده شیطان از مواردی است که خداوند در آیات 61 و 64 سوره اسراء به آن اشاره می کند و توضیح می دهد که چگونه او از این روش برای دست یابی به اهداف خود بهره می برد.
تزیین اعمال ناپسند نزد مردم و نشان دادن کارهای نادرست و ناروا به عنوان اعمال درست و پسندیده از روش هائی است که ابلیس برای گمراهی مردم و عصیان خداوند به کار می گیرد. قرآن در آیه 32 تا 39 سوره حجر به این مسئله اشاره و بیان می کند که چگونه ابلیس توانست از این راه آدم را بفریبد و گمراه سازد.
 
وسوسه گری، مهمترین روش شیطان

وسوسه گری مهم ترین و اساسی ترین شیوه ای است که ابلیس برای فریب و گمراهی مردم از آن بهره می برد که در داستان آدم(ع) به خوبی روشن شده است. انسان به طور کلی در برابر وسوسه ها عاجز و ناتوان است و واکنش خوبی نسبت به آن انجام نمی دهد تا از آن برهد. از این رو بهتر است که در برابر هر وسوسه این را توجه داشته باشد که آیا مطابق آموزه های الهی است یا مخالف آن می باشد. دام ابلیس وسوسه گری است که در آیات چندی به آن اشاره شده است. (اعراف آیه 20 و طه آیه 120)
مکر و فریب از راه های دیگر ابلیس است که در آیه 20 تا 22 اعراف به آن اشاره شده است و امری است که همگان با آن آشنا و خطر آن را می شناسند.
ابلیس برای دست یابی به اهداف خود از هر روش و شیوه ای استفاده می کند و چیزی را فرو نمی گذارد، از این رو سوگند خورده است که در راه دشمنی با آدم و فرزندانش از همه روش ها استفاده خواهد کرد. از این رو در اموال و دارایی و حتی فرزندان آدم شریک می شود تا بوسیله عزیزترین و گرامی ترین وجود بشری انسان را گمراه کند.
(اسراء آیه 61 و 64)
از دیگر راه های او ایجاد بی اعتقادی به آخرت در انسان است که زمینه ساز سلطه ابلیس است.
(سبا آیه 20 و 21)
البته این سلطه چنان که گفته شد منحصر در پیروان گمراه ابلیس است (حجر آیه 32 و 42) و از این که بتواند بر همگان بخصوص بندگان خاص سلطه یابد عاجز است. این بندگان خاص همان کسانی هستند که قرآن از آنان به بندگان صالح خدا و در تفاسیر عرفانی به انسان کامل یاد می شود.
این ها نمونه هایی از روش هایی است که قرآن به عنوان شیوه های ابلیس برای گمراهی مردم بیان می کند. این روش ها به گونه ای است که بیشتر مردم از طریق آن در دام ابلیس گرفتار و بدبخت و شقی می شوند.
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که قرآن برای رهایی سلطه و یا مصونیت یابی از سلطه ابلیس، به عوامل چندی اشاره می کند که انسان می تواند با به بکارگیری آن خود را نجات دهد. از جمله عواملی که قرآن بیان می کند می توان به ایمان (سباء آیه 20 و 21) و بندگی در برابر خداوند (حجر آیه 32 و 42) اشاره کرد.
باشد که با پرهیز و هوشیاری، از دام ابلیس رهایی یابیم و با توکل و استغفار در پناه خدا قرار گیریم.




http://rezayeganeh.multiply.com

شام(سوریه)

شام (یا شامات یا سوریه بزرگ) سرزمینی است در آسیای غربی در حدّ فاصل دریای مدیترانه، سواحل غربی فرات، مرز شمالی حجاز، مرز جنوبی روم شرقی قدیم و ترکیه فعلی. این سرزمین در حال حاضر شامل کشورهای سوریه، اردن، لبنان و فلسطین است و مرزبندی جدیدش در تحولات پس از جنگ جهانی اول روی داده است. منطقه شامات پیش از آنکه تحت سلطه مسلمانان در آید، در تصرف امپراتوری روم شرقی بود. قبل از اسلام قبایل بزرگ عربی از جزیرة العرب به این دیار کوچیده بودند که مهترین آن قبایل عبارت بودند از قضاعه، جذام، لخم، کلب، تَنوخ، سلیح، و بهراء. آنان به دلیل زندگی طولانی در جوار رومیان، غالبا به کیش نصرانی در آمده و آداب و رسوم آنها را پذیرفته بودند. پس از بعثت پیامبر اسلام، دو جنگ به نام‌های سریه موته و غزوه تبوک بر ضد رومیان در منطقه شامات درگرفت. پس از رحلت پیامبر اکرم ، شام در سال چهاردهم هجرت در عصر خلافت ابوبکر فتح شد و باقی مناطق نیز به مرور زمان در عصر خلافت عمر تصرف شد. پس از فتح شام، حکومت آنجا به معاویة بن ابی سفیان واگذار شد. وی از آن تاریخ تا سال 35 قمری از سوی خلفای سه گانه حاکم بود تا اینکه در سال 35 با خلافت امام علی، از حکمرانی شام عزل شد، ولی او زیر بار نرفت و این نزاع به جنگ صفین منتهی شد. پس از شهادت امام علی، معاویه با نیرنگ به حکومت رسید و شام را مرکز حکومت امویان قرار داد و تا سال 127 قمری پایتخت باقی ماند. از آن پس عباسیان، حمدانیان، فاطمیان مصر، سلاجقه و عثمانیان بر آن دیار حکومت کردند تا اینکه در قرون اخیر پس از سلطه غربیان، این سرزمین از هم متلاشی و به چند کشور عربی تقسیم شد.


http://daneshnameh.roshd.ir

مدینه


مدینه (مدینة النبی) یکی از شهرهای اصلی کشور
عربستان سعودی، در شمال شرقی مکه در ناحیه حجاز است و تا مکه 450 کیلومتر فاصله دارد.


نام اصلی این شهر «یثرب» بود ولی پس از
هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به این شهر، «مدینة النبی» یا «مدینه طیبه» یا صرفا «مدینه» خوانده شد. غیر از این چند نام، برخی مورخین برای این شهر، نزدیک به صد نام ذکر کرده‌اند.


این شهر دومین شهر بزرگ و مقدس اسلامی است و قبر مطهر پیامبر گرامی اسلام
و عده ای از اهل بیت و یاران او در آن قرار دارد. در قبرستان بقیع این شهر نیز چهار تن از امامان (امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر، امام صادق علیهم السلام) و، بنا بر روایتی،‌ حضرت فاطمه زهرا مدفون‌اند. پیامبر اکرم مکه را حرم خدا و مدینه را حرم رسول الله شمردند.


پیش از اسلام، قبیله‌های
اوس، خزرج -از قبایل عرب جنوب جزیرة العرب- و سه قبیله یهودی بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه در این شهر می‌زیستند.


مدینه نسبت به مکه بسیار آبادتر و دارای زمین‌های حاصلخیز و آب نسبتاً کافی است
.



پیش از هجرت رسول خدا، مردم این شهر به
کعبه احترام می‌گذاشتند و هر سال برای طواف آن و عبادت بت‌ها به مکه می‌آمدند؛ تا اینکه آوازه ظهور و بعثت پیامبر به آنان رسید. در سال 12 بعثت، دوازده نفر از مردم یثرب اسلام آوردند و پیامبر اکرم مصعب بن عمیر را برای آموزش احکام دین و تبلیغ اسلام با آنان همراه کرد.


در سال 13 بعثت 75 تن از مسلمانان یثرب در ایام حج در
عقبه منی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیمان بستند، و از آن پس بر تعداد مسلمانان یثرب افزوده شد و زمینه هجرت مسلمانان و در نتیجه هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این شهر فراهم شد.



مردم مدینه که به
انصار مشهور شده بودند، با جان و مال خود از پیامبر و آرمان های او دفاع کردند و در تمامی نبردهای اسلامی، از جمله بدر، احد، خندق، فتح مکه و جنگ حُنین در دفاع از اسلام شمشیر زدند.
مدینه دارای مکان‌های مقدسی است که از آن میان می‌توان به
مسجد النبی، قبرستان بقیع و مقبره شهدای احد اشاره کرد



http://daneshnameh.roshd.ir.

توضیحى پیرامون نام هاى مکّه


نام هاى مکّه در قرآن کریم


نام مکّه تنها یک بار در قرآن آمده است، ولى از این شهر با نام هاى دیگر در چهارده آیه یاد شده است که عبارت اند از: «بکّه»، «اُمّ القرى»، «البلد»، «البلد الامین»، «البلدة»، «الحرم» و نام هایى مانند: «قریتک»، «من القریتین» و «واد غیر ذی زرع» .

نام هاى مکّه در روایات
در روایات اهل بیت علیهم السّلام به پنج نام از نام هاى این سرزمین مقدس، اشاره و وجه نامگذارى نیز بیان شده است که عبارت اند از: «مکّه»، «بکّه»، «اُمّ القرى»، «البسّاسة» و «اُم رحم» .
روایات، دو وجه نامگذارى به «مکّه» را بیان نموده اند: نخست به سبب گستردن زمین از شهر مکّه و دیگر به جهت کف و سوت زدن عرب جاهلى هنگام زیارت کعبه.
و در وجه نامگذارى به «بکّه»، برخى روایات به این نکته اشاره کرده اند که این اسم، در واقع، نام محلّ کعبه است و هر گاه براى شهر مکّه به کار رود، از قرینه هاى سخن، مى توان پى برد که مقصود اصلى گوینده، گرداگرد کعبه در مسجد الحرام مى باشد و این با ریشه لغوى آن نیز سازگار است، زیرا «بکّ» به معنى ازدحام است و آن در پیرامون کعبه مى باشد.
وجه نامگذارى به دیگر نام ها در روایات باب گذشت.
نام هاى مکّه نزد تاریخ نگاران و زبان شناسان
کمتر شهرى به اندازه مکّه شاهد این همه بحث و نظر در تعداد نام ها و اشتقاق آن ها نزد مورّخان و زبان شناسان بوده است، تا آن جا که برخى موّرخان بیش از سى نام براى آن بر شمرده اند و گفت وگوها و نظرهاى گوناگونى میان زبان شناسان در ارتباط با اصل اشتقاق بیشتر نام هاى آن به ویژه مکّه و مدینه، پدید آمده است.
ولى با توجه به آن چه که از روایات اهل بیت علیهم السّلام در این بحث آمد، نیاز به درازگویى و آوردن گفته هاى آنان نیست و تنها به ذکر برخى دیگر از نام هاى مهمّ مکّه مکرّمه بسنده مى کنیم، همچون «المعاد»، «الصلاح»، «کوثى»، «الحاطمة»، «الرأس» و «القادس» .
شاید سبب فراوانى نام هاى مکّه، اهمیّت آن نزد همه قبیله هاى گوناگون عرب باشد که هر یک با نام خاصّى از این نام ها، آن را مى شناختند.


فضیلت مکّه

قـرآن
«پروردگارا! من از ذریّه و فرزندانم در بیابانى خشک، کنار خانه تو ساکن ساختم، پروردگارا تا نماز بر پا دارند. پس دل هاى مردم را علاقه مند آنان کن و از ثمرات، به آنان روزى بخش، باشد که سپاس گویند».
«و گفتند: اگر همراه تو هدایت را پیروى کنیم، از سرزمین خود ربوده خواهیم شد. آیا ما حرمى ایمن را براى آنان فراهم نیاوردیم که بهره هاى هر چیز به سوى آنان آورده مى شود، که رزقى از سوى ماست؟ ولى بیشترشان نمى دانند».
«همانا فرمان یافته ام که پروردگار این خانه را بپرستم که آن را گرامى داشته است و هر چیزى براى اوست».
«سوگند به این شهر، در حالى که تو در آن سکونت گزیده اى».



http://www.hadj.ir

نکته های قرانی

۱.این نکته راشنیده‏اید که «هر کس در دوران جوانى قرآن را قرائت کند در حالى که به آن ایمان دارد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته مى‏شود». فکر آن که قرآن در رگ‏هاى انسان بگردد و در سینه او بطپد، آدمى را به وجد مى‏آورد. جالب آن جاست که این خصوصیت، فقط در مورد جوانان آمده است و این فرمایشى از امام صادق (ع) است.

 

2. این نکته را هم بشنوید که قرآن به دو صورت نازل شده است؛ یک بار در بیست و سوّم ماه مبارک رمضان، از لوح محفوظ خداوند به سوى کعبه انزال یافت و یک بار دیگر به صورت تدریجى و طى بیست و سه سال، از خداوند به جبرئیل و از جبرئیل به پیامبر اکرم (ص) تنزیل پیدا کرد. نکته جالب آن که چون کلمه انزال براى فرود آمدن دفعى و کلمه تنزیل براى نزول تدریجى استفاده مى‏شود، در سوره قدر، مصدر انزال مشاهده مى‏شود.

 

3. آیا مى‏دانید امید بخش‏ترین آیه قرآن کدام است؟ این مطلب را امام على(ع) به نقل از رسول خدا(ص) بیان فرماید: «امید بخش‏ترین آیه قرآن، آیه 114 سوره هود است». اگر به امید نیاز دارید، به سراغ قرآن بروید و این آیه را با اشتیاق جست و جو کنید.




http://ariaclick.com

دانلود سینه زنی



 

آقام ابوالفضل علی،  آقام ابوالفضل علی،  آقام ابوالفضل علی

 

یا عباس ، یا عباس

 

 

مخور غصه امیر من که ارث از فاطمه بردی

 

میان کوچه ها زهرا، تو اینجا بر زمین خوردی

 

 

آخه خودم دیدم ، خودم دیدم ، که او از سر به زیر افتاد

 

نداشتم قاسمم دستی به صورت برزمین افتاد

 

 

 

آقام ابوالفضل علی،  آقام ابوالفضل علی،  آقام ابوالفضل علی

 

 

 

سکینه منتظر تا که برم من آب در خیمه

 

بیا لطفی بکن مولا مرا دیگر مبر خیمه

 

 

خجالت میکشم آقا به سوی خیمه برگردم

 

تو جایم عذر خواهی کن بگو سعی خودم کردم

 

 

ندارم دست تا دستت بگیرم پیش لب آقا

 

ببوسم دست تومولا به روی سینه بگذارم

 

 

آقام ابوالفضل علی،  آقام ابوالفضل علی،  آقام ابوالفضل علی

 

 

 

 

  

لینک دانلود سینی زنی :  sineh_zani.MP3  

حجم : 3.94 مگابایت

فرمت فایل :MP3

مدت زمان پخش :

مداح : حاج حسین سیب سرخی

 




http://ariaclick.com

 

سینه زنی ، با شعری زیبا برای حضرت ابوالفضل

 

 

  ابوفاضل زجا برخیز و بحرم کن المداری       

که بحرم غیر تو صاقی نمانده یاور و یاریالا ای ساقی طفلان ببین  بی آب طفلان را        

 

الا ای یار همچون جان ببین اطفال نالان راز نهر القمه دیگر صدای تو نمی آید      

 

زفرت تشنگی ساقی دگر اصغر نمی خوابدمن که نه دستی نه ابی نه المدارم         

 

دیگر چگونه توان رو به حرم آرمامان ز بی دستی امان ز بی آبی…..

 

 

 

 

لینک دانلود سینی زنی :  Abofazel.rar

حجم : 1.55 مگابایت 

فرمت فایل : MP3

مدت زمان پخش : 4 دقیقه

مداح : حاج حسین سیب سرخی

 

سوره حمد


http://www.hadj.ir