ای حسین، ای شهید بزرگ، آمده ام تا با تو راز و نیاز کنم.
دل پر درد خود را به سوی تو بگشایم. از انقلابیون دروغین گریخته ام.
از تجار ماده پرست که به اسلحه انقلاب مسلح شده اند بیزارم.
از کسانی که با خون شهیدان تجارت می کنند، متنفرم.
از این ماکیاول صفتانی که به هیچ ارزش انسانی پای بند نیستند
و همه چیز مردم را، حیات و هستی و شرف خلق را و حتی نام مقدس انقلاب را، فدای مصالح شخصی و اغراض پست مادی خود می کنند، گریزانم ...
ای حسین مقدس، روزگار درازی بود که هر انقلابی را مقدس می شمردم
و نام او را به یاد تو توأم می کردم و او را در قلب خود جای می دادم
و به عشق تو او را دوست می داشتم و به قداست تو او را مقدس می شمردم
و در راه کمک به او از هیچ فداکاری حتی بذل حیات و هستی خود دریغ نمی کردم ...
اما تجربه، درست بزرگ و تلخی به من داد که اسلحه و کشتار
و انقلاب و حتی شهادت، به خودی خود نباید
مورد احترام و تقدیس قرار گیرد،
بلکه آن چه مهم است انسانیت، فداکاری در راه آرمان انسان ها،
غلبه بر خود خواهی و غرور و مصالح پست مادی و ایمان به ارزش های الهی است. مقاومت فلسطینی برای ما به صورت بت درآمده بود
و بی چون و چرا آن را می پذیرفتیم و می پرستیدیم
و راهش را، کارش را و توجیهاتش را قبول می کردیم.
اما دریافتیم که بیش از هر چیز، انسانیت و ارزش های انسانی و خدایی ارزش دارد
و هیچ چیز نمی تواند جای آن را بگیرد. باید انسان ساخت،
باید هدف را بر اساس سلسله ارزش ها معین نمود
و معیار سنجش را فقط و فقط بر مبنای انسانیت و ارزش های خدایی قرار داد.
ای حسین، امروز نیز تو را تقدیس می کنم،
اما تقدیسی عمیق تر و پرشورتر که تا اعماق وجودم و آسمان روحم
به تو عشق می ورزد و تو را می خواهد و تو را می جوید.
http://elmoservat.blogfa.com/
امام حسین (ع) : بردباری زینت انسان است ، وفای به وعده ها و عهدها نشانه جوانمردی است ، پیوند با دیگران نعمت است .
إن الحلم زینة، و الوفاء مروة و الصلة نعمة.

«انتوان بارا» در مورد عشق به امام حسین (ع) گفت: آیا انسانی یافت میشود که چنین شخصیت نمونهای که تاکنون در هیچ دینی شبیه او متولد نشدهاست را دوست نداشته باشد؟ او سومین مشعلدار اسلام بعد از جدش پیامبر مصطفى(ص) و پدرش امیر المؤمنین(ع) است و در حفظ و پاسبانی از عقیدهاش، خود را فدا کرد.
وی سخنان پیامبر درباره امام حسین(ع) را بهترین توصیف در
شناخت مقام و منزلت ایشان ذکر کرد و به اهداف قیام عاشورا، مظلومیت
اباعبدالله(ع) و خاندان پیامبر در صحرای کربلا پرداخت و گفت: فریاد
حسین(ع) در روز عاشورا که «هل من ناصر ینصرنی» مرا بخود میلرزاند.
این نویسنده مسیحی که به مسیحی متشیع شهرت دارد و به این
لقب افتخار میکند، افزود: اگر از خودگذشتگی امام حسین (ع) نبود، از عقاید
اسلامی چیزی باقی نمانده بود.
وی مسلمانان را به کوتاهی و قدرنشناسی در حق
امامحسین(ع) متهم کرده و شهادت ایشان را امانتی بر گردن همه مسلمانان
میداند که باید اسرار و اهداف بزرگ آن را به گوش جهانیان برسانند.
انتوان در مورد واقعه کربلا و امامحسین و تألیف کتاب
ارزشمند «حسین در اندیشه مسیحی» که سه سال بطول انجامید، گفت: چگونه است
که در جهان اسلام، مسیحیت و غرب تا کنون به واقعیت و اهداف و جنبههای
روحانی این قیام توجه نکردهاند.
وی افزود: بعد از 40 سال فعالیت در عرصه مطبوعات افتخار
میکنم که علىرغم تمام سختیها توانستم کتاب «حسین در اندیشه مسیحی» را
به عنوان اولین کتاب خود به رشته تحریر در آوردم.
انتوان بارا نویسنده سوری-مسیحی، ازحدود چهل سال پیش
تاکنون در مطبوعات کویت مشغول به فعالیت میباشد و در اتحادیههای مختلف
از جمله؛ باشگاه بین المللی کتاب علمی خیال نیویورک، شورای عالی
تصمیمگیری با رتبه گراند ماستر، عضو اتحادیه نویسندگان عرب در دمشق، عضو
سازمان جهانی روزنامهنگاران در پراگ، عضو سازمان روزنامهنگاران عرب،
اتحادیه خبرنگاران سوری و جمعیت روزنامه نگاران کویت عضویت دارد.
http://maktabalabas.blogfa.com

سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش! و سلام بر اندوه های دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند. به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می نشینیم، یا حسین!
اربعین از رازهای هستی است و اربعین حسین (ع) روز بسط لطف اوست بر پیروان و دوستدارانش. و در مقام حسین (ع) همین بس که در زیارت اربعینش خطاب به جدشان محمد مصطفی (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی (ع) و مادر گرامیشان فاطمه (س) میگوییم که خداوند عزاداری شما را در رثاء حسین (ع) فبول فرماید.
اربعین در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین شب شهادت حسین بن علی(ع) گفته میشود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. از سنتهای مردمی گرامی داشت چهلم مردگان است، که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات میدهند و مجلس یاد بود بر پا میکنند، در روز بیستم صفر نیز، شیعیان، مراسم سوگواری عظیمی را در کشورها و شــــهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا میکنند. عاشقان و پیروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعین به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خویش را با مظلومیت حسین و یارانش پیوند می زنند. این راه، راه تداوم عشق است و بی گمان هیچگاه بی رهرو نخواهد بود.
نخستین اربعین
در نخستین اربعین شهادت امام حسین (ع)، جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کاروان اسرای اهل بیت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان نیز آن را نفی کرده و نپذیرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمی در «منتهی الامال» دلایلی ذکر میکند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است.
اربعین و عرفان
اربعین از رازهای هستی، خصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نیست. البته چه بسا، با توجه به ویژگى هاى انسان، «چهل بار» تکرار یک رفتار پسندیده موجب ملکه معنوى و تعمیق آن رفتار و قابلیت نزول فیض خاص خداوند مى شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعین) جایگاه ویژه اى دارد. چله نشینى براى رفع حاجات، حفظ کردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از این نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسی (ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند میکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «... و اذا واعدنا موسی اربعین لیله »
پیامبر حکیم (ص) فرمود:
« من اخلص لله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه»: هر کس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حکمت را از قلبش بر زبانش جارى مى سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامی نجم الدین شیرازی نیز گفته است: "و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست." چنانکه در حدیث صحیح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع فی بطن امه اربعین یوما ثم یکون علقه مثل ذلک.
و خواجه علیه السلام ظهور چشمه های حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعین صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمیر طینت آدم علیه السلام به اربعین صباحا کرد و از این نوع بسیار است."
همیت اربعین از کجاست ؟ صرف اینکه چهل روز از شهادت شهید می گذرد ، چه خصوصیتی دارد ؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است . شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می شدند ، اما بنی امیه موفق می شدند همانطور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند ، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند .ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده ای برای عالم اسلام داشت ؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می گذاشت ، آیا این خاطره در تاریخ هم ، برای نسلهای بعد هم ، برای گرفتاریها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدیهای دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت ؟ اگر حسین شهید می شد ، اما مردم آن روز و مردم نسلهای بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده ، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملتها و اجتماعات و تاریخ بگذارد ؟
محل امامزاده
نسب و شرح حال احمد بن موسی
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
یا سَیِّدی یَا بنَ رَسُولِ اللهِ اَنَا العارِِفُ بِحَقِّکَ اَتَیتُکَ مُستَجیراً بِذِمَّتِکَ قاصِداً اِلی حَرَمِکَ مُتَوَسِّلاً اِلَی اللهِ تَعالی بِکَ، ءَاَدخُلُ یا اللهُ، ءَاَدخُلُ یا رَسُولَ اللهِ، ءَاَدخُلُ یا اَمیرَالمُؤمِنینَ، ءَاَدخُلُ یا فاطِمَةَ الزَّهرآءَ سَیِّدَةَ نِساءِ العالَمینَ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حَسَنَ بنَ عَلِیّ ٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حُسَینَ بنَ عَلِیّ ٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیّ ٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا مُوسَی بنَ جَعفَرٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا عَلِیَّ بنَ مُوسَی الرِّضا، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیّ ٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حَسَنَ بنَ عَلِیّ ٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حُجَّةَ اللهِ صاحِبَ الاَمرِ وَ العَصرِ وَ الزَّمانِ، ءَاَدخُلُ یا اَیُّهَا السَّیّدُ الشَّهیدُ یا سَیِّدُ اَمیرُ اَحمَدُ بنُ مُوسَی الکاظِمِ، ءَاَدخُلُ یا مَلائِکَةَ اللهِ الُموَکَّلینَ بهِذَا الحَرَمِ الشَّریفِ المُبارَکِ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیکُم اَجمَعینَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ
http://www.shahecheragh.ir
از بررسی کاربردهای گوناگون واژة سرداب در لغت و عرف عامه مردم به خوبی معلوم میشود که این کلمه در کتابهای لغت و اصطلاح رایج در زبان اغلب مردم در طول تاریخ به یک معنی به کار میرود. توضیح آنکه سرداب و سردابه به خانهای گفته میشود که آن را در زمانهای سابق ـ به ویژه در مناطق گرمسیر ـ در آن موقع که هنوز وسایلی چون کولر، پنکه، یخچال و... ساخته نشده بود، در زمین میساختند تا در ایام بسیار گرم تابستان از طریق سکونت در آنجا از گزند گرما در امان باشند و به وسیله قرار دادن اغذیه و اشربة فاسد شدنی در این مکان، از فاسد شدن آنها جلوگیری نمایند. مرحوم دهخدا دراینباره مینویسد:
سرداب خانهای را گویند که در زمین سازند، خانهای که در زیرزمین سازند تا در گرما به آن پناه برند و آب در آنجا نگاه دارند تا سرد بماند...1
ادامه مطلب ...
«عتبات عالیات »، پیوسته شوق برانگیز بوده است و گوهری که در «کاظمین »مدفون است، همواره دلهای مشتاق را ربوده است.
آنچه در این شهر، کهربای جان زائر است، مرقد دو حجت الهی، دو امام بزرگوار،امام موسی بن جعفر و امام جواد(علیهما السلام ) است، نه آثار باستانی این شهر،نه سابقه دیرین این دیار که به پیش از میلاد مسیح می رسد و نه به خاطر آنکه روزی به نام «مقابر قریش » شهرت داشته است و نه به خاطر آنکه این گورستان قریش راپس از بنای بغداد در سال 164 هجری به دست منصور دوانیقی در غرب این پایتخت عباسی بنا کردند و نام قدیمش «شونیزیه » بوده است.
هر چند امروز هم هر کس در گوشه و کنار این دیار بچرخد، به بقایای بناهای باستانی برمی خورد که از روزگاران کهن مانده است و شکوهی تامل برانگیز دارد;لیکن پرجاذبه ترین اثر ماندگار این سرزمین، مرقد منور فرزندان فاطمه، دو امام معصوم از نسل رسول خدا(ص) است که چون نگینی مکرر، زینت بخش این شهر است.
از آن پس که امام کاظم(ع) در 25 رجب 183 هجری در 55 سالگی درتربت پاکش آرمید، سپس امام جواد(ع) در آخر ذی قعده 220 هجری در این شهر به خاک سپرده شد، این شهر به تدریج به «کاظمین » شهرت یافت. این دو نور، هر دوجلوه ای از یک حقیقت ناب بودند. بدین سبب این حرم شریف را حرم کاظمین و حرم جوادین هم گفته اند، چرا که امام کاظم، همان امام جواد است و هر دو، هم کاظمندو هم جواد. هر دو «باب الحوائج » و برآورنده نیازهای سائلان و متوسلانند.
زیارت مرقد امام کاظم(ع) در روایات، همپای زیارت پیامبر و امیر مومنان وسیدالشهدا(ع) به حساب آمده است. در دورانهایی هم همچون کربلا، مورد سختگیری سلطه های جور بوده و زیارت قبر این دو امام، آسان و بی خطر نبوده است.
از امام رضا(ع) می پرسند: پاداش کسی که قبر پدرت را زیارت کند، چیست؟ پاسخ می دهد: بهشت! پس آن را زیارت کن. در روزگاری که دیواری بر مقابر قریش احاطه داشته و قبر امام به آسانی در دسترس نبوده است و مخالفان اهل بیت نیز در این شهر سیطره داشته اند، امامان به لحاظ تقید دستور می دادند که شیعیان از پشت دیوار، زیارت کنند.
حسین بن یسار واسطی که فضیلت زیارت امام کاظم(ع) را از حضرت رضا(ع) می شنود که همتای زیارت حضرت رسول است، می پرسد: «اگر بیم داشته باشم و نتوانم وارد آنجاشوم؟ ...» حضرت می فرماید: «از پشت دیوار سلام بده.» به مرور زمان، بر مزاراین دو امام، قبه و بارگاهی بنا شد. در سال 336 هجری به دستور معزالدوله، حرم کاظمین تجدید بنا گردید، با ساختمانی نو و ضریح و دو گنبد که بر روی قبرساختند و دیواری پیرامون آن کشیدند.
سابقه تاریخی کاظمین، نشان از خراب شدن های مکرر دارد، چه با سیلهای متعدد وطغیان آب، چه با هجوم فتنه گران به این شهر و قتل عام و غارت و تخریب. اما هربار، باز هم مرمت و آبادان شده و محل سکونت مردم گشته است.
در قرن پنجم، در اواخر حکومت آل بویه، حرم شکوه و موقعیت و آراستگی بیشتری یافت و مرقد کاظمین، جاذبه های معنوی فراوانی برای زیارت و سکونت در اطراف این حرم نورانی پیدا کرد.
اینک حرم کاظمین، با دو گنبد طلایی و چهار گلدسته زرین، ضریحی زیباو مقدس را در بر گرفته است که درون آن، دو قبر مقدس از دو امام معصوم است،همچون صندوقی که دو گوهر نفیس را در خود نهان دارد.
آمیختگی هنر و دین و تلاقی ذوق هنری و احساس معنوی و عشق به اهل بیت را که درهنر مسلمانان تجلی یافته است، در مجموعه حرم کاظمین می توان دید.
روزی که به دستور هارون الرشید، امام کاظم(ع) به دست سندی بن شاهک با خرمای زهرآلود در زندان مسموم و شهید شد و آنگاه پیکرش را روی «جسر بغداد» نهادند،سپس شکوهمندانه تشییع شد و در غرب بغداد، در مقابل قریش به خاک سپرده شد، آری.. . آن روز تصور نمی رفت که این مدفن پاک، روزی مزار عاشقان صاحبدل گردد.
کاظمین از دیرباز مورد توجه خاص پیروان حق بوده است و شخصیتها وعالمانی فرزانه در آن زیسته و در گذشته و به خاک سپرده شده اند. فقها و علمای بزرگی هم در آنجا تلاش عملی داشته و حوزه علمیه برپا داشته اند و در مبارزات عظیم بر ضد دشمنان اسلام و مهاجمان به وطن اسلامی، قامت مردانگی افراشته اند.
از مدفونین در آستانه مقدسه کاظمین، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1 «ابن قولویه قمی » (متوفای 368 ه) که پیش پای امام کاظم(ع) مدفون است.
2 «شیخ مفید» (متوفای 413 ه) که استاد سید رضی و سید مرتضی و ازبرجسته ترین شخصیتهای شیعه بود.
3 «خواجه نصیر طوسی » (متوفای 672 ه) که در سردابی در حرم موسی بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد. و این بنا به وصیت خودش بود که در حرم کاظمین دفن شود.
4 «فرهاد میرزا» (متوفای 1305 ه) مولف قمقام زخار در تاریخ شهادت امام حسین(ع).
و ... بسیاری دیگر از چهره های با ایمان و نیکان و صالحان.
امید است که توفیق زیارت این مرقد و مزار نورانی با گشوده شدن راه عتبات عالیه به روی شیفتگان اهل بیت، نصیب همه علاقه مندان گردد. آمین.
http://www.hawzah.net