امام حسین عزیزترینم

امام حسین عزیزترینم

تقدیم به مولای عزیزم امام حسین
امام حسین عزیزترینم

امام حسین عزیزترینم

تقدیم به مولای عزیزم امام حسین

روایات

شیخ مفید و طبرسی و ابن قولویه و ابن بابویه رضوان الله علیهم به سندهای معتبره از اصبغ بن نباته و غیره روایت کرده‌اند که روزی حضرت امیرالمومنین علیه السلام بر منبر کوفه خطبه می‌خواند و می‌فرمود که از من بپرسید آنچه خواهید پیش از آنکه مرا نیابید پس به خدا سوگند که هر چه سوال کنید از خبرهای گذشته و آینده البته به آن شما را خبر می‌دهم، پس سعدبن  ابن وقاص  برخاست و گفت یا امیرالمومنین خبر ده مرا که در سر و ریش من چند مو هست حضرت فرمود که خلیل من رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر دارد که تو این سوال از من خواهی کرد و خبر داد مرا که چند مو در سر و ریش تو هست وخبر داد که در بن هر موئی از تو شیطانی هست که ترا گمراه می‌کند و در خانه تو فرزندی هست که فرزند من حسین را شهید خواهد کرد،‌ و اگر خبر دهم عدد موهای ترا تصدیق من نخواهی کرد ولیکن به آن خبری که گفتم حقیقت گفتار من ظاهر خواهد شد و در آن وقت عمر بن سعد کودکی بود و تازه به رفتار آمده بود لعنه الله علیه (در روایت ارشاد و احتجاج اسم سعد برده نشده بلکه دارد مردی برخسات و این سوال را نمود و حضرت همان جواب را فرمود و در آخر فرمود اگر نه آن بود که آنچه پرسیدی برهانش مشکل است به تو خبر می‌دادم عدد موهای ترا لکن نشانة آن همان بچة تو است الخ).

حمیری در قرب الاسناد از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت امیر المومنین علیه السلام با دو کس از اصحاب خود به زمین کربلا رسید چون داخل آن صحرا شد آب از دیده‌های مبارکش ریخت فرمود که این محل خوابیدن شتر ایشان است و این محل فرود آوردن بارهای ایشان است و در اینجا ریخته می‌شود و خونهای ایشان خوشا به حال تو ای تربت که خونهای دوستان خدا بر تو ریخته می‌شود.




http://www.emamhossein.com

روایتی از امام صادق






از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود روزی حضرت امام حسین علیه السلام در دامن حضرت رسول صلی الله علیه و آله نشسته بود حضرت با او بازی می‌کرد و او را می‌خندانید پس عایشه گفت یا رسول الله چه بسیار خوش داری این طفل را حضرت فرمود که وای بر تو چگونه دوست ندارم آنرا خوش نیاید مرا از او و حال آنکه این فرزند میوه دل من است و نور دیده من است و به درستی که امت من او را خواهند کشت پس هر که بعد از شهادت او، او را زیارت کند حق تعالی برای او یک حج از حجهای من بنویسد، عایشه تعجب کرد از روی تعجب گفت که یک حج از حجهای تو؟ حضرت فرمود بلکه دو حج از حجهای من، باز او تعجب کرد، حضرت فرمود بلکه چهار حج و پیوسته او تعجب می‌کرد و حضرت زیاده می‌کرد و تا آنکه فرمود نود حج از حجهای من که با هر حجی عمره بوده باشد.



http://www.emamhossein.com

اخبار شهادت حضرت امام حسین (ع)

حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که چون حضرت امام حسین علیه السلام در کودکی به نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌آمد، آن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را می‌فرمود که یا علی او را برای من نگاه دار پس او را می‌گرفت و زیر گلوی او را می‌بوسید و می‌گریست روزی آن امام مظلوم گفت ای پدر چرا گریه می‌کنی حضرت فرمود ای فرزند گرامی چون نگریم که موضع شمشیر دشمنان را می‌بوسم حضرت امام حسین علیه السلام گفت که ای پدر من کشته خواهم شد؟ فرمود بلی والله تو و برادر تو و پدر تو همه کشته خواهید شد، امام حسین علیه السلام گفت پس قبرهای ما از یکدیگر دور خواهد بود حضرت فرمود بلی ای فرزند، امام حسین علیه السلام گفت پس که زیارت ما خواهد کرد از امت تو؟ پس حضرت فرمود زیارت نمی‌کنند مرا و پدر ترا مگر صدیقان از امت من.




http://www.emamhossein.com


در بیان شهادت حضرت علی اکبر(ع)


مادر آنجناب لیلی بنت ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی است، و عروه بن مسعود یکی از سادات اربعه در اسلام و از عظمای معروفین است و او را مثل صاحب یس و شبیه‌ترین مردم به عیسی بن مریم گفته‌اند. و علی اکبر علیه السلام جوانی خوش صورت و زیبا در طلاقت لسان و صباحت رخسار و سیرت و خلقت اشبه مردم بود به حضرت رسالت صلی الله علیه و آله شجاعت از علی مرتضی علیه السلام داشت، و به جمیع محامد و محاسن معروف بود چنانکه ابوالفرج از مغیره روایت کرده که یک روز معاویه در ایام خلافت خویش گفت سزاوارتر مردم به امر خلافت کیست؟ گفتند جز تو کسی را سزاوارتر ندانیم، معاویه گفت نه چنین است بلکه سزاوارتر برای خلافت علی بن الحسین علیه السلام است و جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله است، و جامع است شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی امیه و حسن منظر و فخر و فخامت ثقیف را.

بالجمله آن نازنین جوان عازم میدان گردید، و از پدر بزرگوار خود رخصت جهاد طلبید، حضرت او را اذن کارزار داد. علی علیه السلام چون به جانب میدان روان گشت آن پدر مهربان نگاه مأیوسانه به آن جوان کرد و بگریست و محاسن شریفش را به جانب آسمان بلند کرد و گفت:

ای پروردگار من گواه باش بر این قوم هنگامی که به مبارزت ایشان می‌رود جوانی که شبیه‌ترین مردم است در خلقت و خلق و گفتار با پیغمبر تو، و ما هر وقت مشتاق می‌شدیم به دیدار پیغمبر تو نظر به صورت این جوان می‌کردیم، خداوندا بازدار از ایشان برکات زمین را و ایشان را متفرق و پراکنده ساز و در طرق متفرقه بیفکن ایشان را و والیان را از ایشان هرگز راضی مگردان چه این جماعت ما را خواندند که نصرت ما کنند چون اجابت کردیم آغاز عداوت نمودند و شمشیر مقاتلت بر روی ما کشیدند.

ادامه مطلب ...

افسوس




http://mazhabi-hosein.blogfa.com/

روایت زیارت امام حسین

روایت شده است که روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بود و علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام در اطراف او نشسته بودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایشان فرمود: چگونه است بر شما آن گاه که در خاک روید و قبرهای شما پراکنده باشد؟ حسین علیه السلام گفت: آیا به مرگ طبیعی از دنیا می رویم یا کشته خواهیم شد؟ فرمود: بلکه تو ای فرزندم! به ستم کشته خواهی شد و برادرت نیز به ستم کشته می شود و فرزندان شما در روی زمین آواره و پراکنده می شوند. حسین علیه السلام گفت: ای رسول خدا! چه کسی ما را می کشد؟ فرمود: بدترین مردمان. عرض کرد: آیا پس از کشته شدن کسی ما را زیارت خواهد کرد؟

فرمود: آری پسرم! گروهی از امت من هستند که به وسیله زیارتِ شما، نیکی و احسان مرا خواهند؛ پس چون روز قیامت شود من به نزد آن گروه در موقف بیایم تا آنکه شانه های ایشان را گرفته و آنان را از سختی ها و هراس های موقف برهانم.



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاویر زیباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید



http://www.hawzah.net


آسمانِ سرخ


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاویر زیباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید


روایت شده که عمر بن سعد به حسین علیه السلام گفت: ای اباعبدالله! در نزد ما مردمان بی خردی هستند که پندارند من تو را می کشم؟ حسین علیه السلام به او فرمود: اینان بی خرد نیستند بلکه خردمندانی هستند، آگاه باش همانا آنچه چشم مرا روشن کند این است که پس از من از گندم عراق جز اندکی نخواهی خورد. [و به زودی مرگت فرا می رسد].

یوسف بن عبده روایت کرده گفت: از محمد بن سیرین شنیدم که می گفت: این سرخی در آسمان دیده نشد مگر پس از کشته شدن حسین علیه السلام .

امام باقر علیه السلام فرمود: کُشنده حضرت یحیی بن زکریا زنازاده بود و کشنده حسین بن علی علیه السلام نیز زنازاده بود و آسمان سرخ نشد مگر برای آن دو.

حضرت زین العابدین فرمود: با حسین علیه السلام بیرون رفتیم، پس در هیچ منزلی فرود نیامد و از جایی کوچ نکرد جز اینکه یحیی بن زکریا و کشته شدن او را به یاد می آورد. روزی فرمود: از پستی دنیا نزد خدا این بس که سر یحیی بن زکریا را برای سرکشی از سرکشان بنی اسرائیلی هدیه بردند.

و اخبار بسیاری رسیده که هیچ یک از کشندگان حسین علیه السلام و یارانش، از کشته شدن یا بلایی رهایی نیافت جز اینکه پیش از مرگش بدان سبب رسوا شد.



http://www.hawzah.net

پاداش زیارت امام حسین



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاویر زیباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید


حسین علیه السلام در روز شنبه دهم محرم سال شصت و یک از هجرت پس از نماز ظهر شهید گشت در حالی که مظلوم و تشنه کام و شکیبا بود و برای پاداش جویی از خدا اقدام به چنین کاری کرد.

و عمر شریفش در آن روز پنجاه و هشت سال بود که هفت سال آن با جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و سی و هفت سال با پدرش علی علیه السلام و چهل و هفت سال با برادرش حسن علیه السلام و دوران امامت او پس از برادرش یازده سال بود. و آن حضرت با خسا و رنگْ محاسن خود را خضاب می کرد و روزی که به شهادت رسید خضاب از دو گونه اش جدا شده بود.

زیارت امام حسین علیه السلام

روایات بسیاری در فضیلت زیارت آن حضرت بلکه واجب بودن آن رسیده است.

از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: زیارت حسین بن علی واجب است بر هر که اقرار به امامت حسین از جانب خدای عزوجل دارد. و نیز آن حضرت فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام برابر است با صد حج مبرور و صد عمره پذیرفته شده.



http://www.hawzah.net

فرجام قاتلان شهدای کربلا

فرجام یزید

یزید، سرمست از پیروزی ها و موفقیت ها، روزی با جمعی از لشکریان و هواداران خود، به قصد شکار، عازم صحرا گردید. آنان به مسافت دو روز راه را طی کرده و از دمشق فاصله گرفته بودند که ناگهان آهویی ظاهر گردید. یزید جهت نشان دادن شجاعت خویش به سپاهیان خود گفت: کسی به دنبال من نیاید من آهو را شکار خواهم کرد. آهو او را کم کم به یک وادی هولناک و درّه مخوف کشاند. تشنگی بر یزید غلبه کرد، در این هنگام چشمش به فردی افتاد که کوزه آبی در دست دارد. از او آب مطالبه کرد، آن مرد وقتی از هویتش پرسید، گفت: من یزید بن معاویه هستم. آن مرد خواست یزید را بکشد، یزید به سرعت پا به فرار گذاشت، ناگهان پای او در رکاب اسب گیر کرد و اسب به سرعت دوید و سر و صورت او را به زمین کوباند و به جهنم واصل کرد.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید

هلاکت ابن زیاد

ابن زیاد پس از قیام مختار به سوی بصره فرار نمود و از آن جا به شام رفت و در جنگی با ابراهیم فرزند مالک اشتر اسیر شد. ابن زیاد را به نزد ابراهیم آوردند، دست و پاهای او را محکم بستند. ابراهیم دستور داد آتشی روشن کردند، او خنجر خود را از کمر کشید و تکّه تکّه گوشت ران ابن زیاد را می برید و می پخت. [و به خوردش می داد [سپس سر او را گوش تا گوش با خنجر خود برید و جسد پلید او را به آتش افکند.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید

سنان جنایت کار

وقتی سنان بن اَنَس را نزد ابراهیم پسر مالک اشتر آوردند، ابراهیم به او گفت: وای بر تو! آیا می توانی بگویی در کربلا و روز عاشورا چه کاری انجام دادی؟سنان گفت: تکه ای از زیر لباس امام حسین علیه السلام را گرفته ام.

ابراهیم شروع به گریه نمود و دستور داد گوشت ران او را قطعه قطعه کنند، هنگامی که مُشرِف به مرگ گردید، ابراهیم او را از گوش تا بنا گوش سر برید و جسد پلید او را سوزاند.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید

سرنوشت شوم حرمله

وقتی حرمله را نزد مختار آوردند رو به حرمله کرد و گفت: وای بر تو باد! آیا آنچه در کربلا انجام داده بودی، کافی نبود تا این که طفل صغیر و معصوم امام علیه السلام را نیز کشتی و با خدنگ تیر خود او را ذبح نمودی؟ آیا نمی دانستی او فرزند رسول خداست؟ سپس مختار دستور داد، او را در مقابل تیرهای زهرآگین قرار دادند و آن قدر تیر زدند تا کشته شد. در روایت دیگر آمده، مختار نخست دست ها و پاهای حرمله را قطع کرد و سپس آهنی در آتش گداختند تا کاملاً سرخ گردید، آن میله را در گردن او قرار داد و گوشت گردن او در آتش می سوخت.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید

هلاکت عمر سعد

وقتی عمر سعد را نزد مختار آوردند، مختار رو به او کرد و گفت: آیا طفل شیر خوار حسین را تو کشتی؟ خداوند روی ترا سیاه کند، آیا تو عهد و پیمان رسالت و حقوق اخوت را نگه داشتی؟ سپس پرسید: وقتی امام علیه السلام در سرزمین کربلا به رو افتاده بود چه گفت؟ عمر سعد گفت: امام فرمود: خدایا! غلام ثقفی را بر آنان مسلّط ساز تا خون های آنان را بریزد. مختار کفش خود را پوشید و صورت عمر سعد را زیر کفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید

حُصَین بن نُمَیر

حُصَین بن نُمَیر کسی بود که بر بدن های مطهرْ اسب دوانید و فرماندهی بخشی از سپاه یزید را به عهده داشت. وقتی حصین را پیش مختار آوردند مختار اظهار نمود: حمد و سپاس خدای را که مرا به گرفتن تو متمکن ساخت. سپس دستور داد گوشت بدن او را با قیچی بریدند تا در اثر آن به جهّنم واصل شد.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comکلیک کنید

سرگذشت شرجیل

شرجیل فردی بود که در روز عاشورا از پشت سر امام، سیلی به صورت مبارک آن بزرگوار زده بود. مختار با دیدن او حمد و سپاس خدا را به جا آورد و دستور داد او را به آتش سوزاندند.




http://www.hawzah.net

دانلود کتاب مختار

سلام.


دوستان عزیزم

 

لینک زیر برای دانلود کردن کتاب "مختار" است. در صورت تمایل از لینک زیر برای دانلود اقدام نمایید.


با تشکر





http://www.askdin.com/showthread.php?t=2435

قیام مختار سقفی در کوفه، به خون خواهی امام حسین علیه السلام

مختار! برخیز که هنگامه خونخواهی است و زمان انتقام رانی

.

زمان آن رسیده است که غرور رنگ خورده تیغت را از رگ های عصیانگر یزیدیان

بیرون آری و در انتقامی سبز غلاف کنی.

مختار! برخیز که فریاد رقیه، امان صبر را بریده است.

..

مختار! آتش خشمت را تیزتراز تیغت کن که این بار باید به قلب شقاوت بزنی.


مختار! خنده های حرام کوفیان را به دهان های دریده آنها بدوز و طعم سه شعبه انتقام و زخم را به کام آنها بچشان

.

مختار! فریاد دادخواهی ات را از فراز مناره های مسجد کوفه، جاربزن و بلندی طبعت را بر سر و روی نامردان کوفی سزا بریز و نشان بده که هیچ دیواری کوتاه تر از دیوار کفر کوفیان نیست


مختار! برخیز تا آنان که دیگ هوس را به جوش آوردند، بر سر آتش خویش پروری بنشینند



مختار! تاوان این همه خیانت را بگیر، که عاشورا سخت منتظر است و کربلا، بی قرار




http://www.hawzah.net.

 

شعری در وصف حضرت رقیه(ع)

   قافله رفته بود و من بیهوش

 روی شن زارهای تفتیده

 ماه با هر ستاره ای می گفت:

 بی صدا باش!تازه خوابیده

*******************

قافله رفته بود و در خوابم
عطر شهر مدینه پیچیده
خواب دیدم پدر ز باغ فدک
سیب سرخی برای من چیده

**********************

 قافله رفته بود ومن بی جان

 پشت یک بوته خار خشکیده

 بر وجودم سیاهی صحرا

 بذر ترس و هراس پاشیده

*********************

قافله رفته بود و من تنها
مضطرب،ناتوان ز فریادی
ماه گفت:ای رقیه چیزی نیست
خواب بودی ز ناقه افتادی

********************
قافله رفته بودودلتنگی

 قلب من را دوباره رنجانده

 باد در گوش ماه دیدم گفت:

 طفلکی باز هم که جامانده!

*********************

قافله رفته بودو تاول ها
مانعی در دویدنم بودند
خستگی،تشنگی،تب بالا
سد راه رسیدنم بودند

**********************
قافله رفته بودو می دیدم

 می رسد یک غریبه ازآن دور

 دیدمش-سایه ای هلالی شکل-

 چهره اش محو هاله ای از نور

***********************

ازنفس های تندو بی وقفه
وحشت و اضطراب حاکی بود
دیدم او را زنی که تنها بود
چادرش مثل عمه خاکی بود

************************
بغض راه گلوی من را بست

 گفتمش من یتیم و تنهایم

 بغض زن زودتر شکست وگفت:

 دخترم،مادر تو زهرایم

 

 

 

ghaemealemohammad.mihanblog.com/

شعر

http://www.rasekhoon.net/uploads/0/2p.jpg 

 

 

 

آن کیست اندر هر بلا ، با تو وفاداری کند

با قلب و شعر و دست خود از تو طرفداری کند

 

آن کیست کز بهر خدا، پیش تو از خود بگذرد

با امر تو سقا شود ،  یا که علمداری کند

 

آن کیست ماه هاشمی حب و حیایش دائمی

تا بود خصم جرات نداشت ، تا فکرِ آزاری کند

 

آن کیست مولایش تویی، چون بنده آقایش تویی

پیش از تو و طفلان تو ، از آب، دست عاری کند

 

آن کیست که بی چشم و دست، با آن عمود بر فرق سر

در فکر این است تا چه شکل حالا تو را یاری کند

 

آن کیست جز عباس تو ، در قلب پر احساس تو

داغش کمر را خم کند ، اشک تو را جاری کند

 

  

 

 

 

 

                                        ghaemealemohammad.mihanblog.com/

پیشنهاد

سلام. 

 

دوستای عزیزم هرکسی میخواد نوحه دانلود کنه حتما به این سایت مراجعه بکنه 

 

http://www.soog.ir