اوصاف مومن
امام حسین می فرماید: حقا که مومن ، خدا را حافظ خود گرفته و گفتار او را آیینه خود گزیده است. گاهی در اوصاف مومنان چشم می دوزد و گاهی در ویژگیهای سرکشان می نگرد. از اینرو بهره وری او از کلام خدا، در لطایف و در ژرفای معرفت خود غوطه ور است، از هوشمندی خود، در بلندای یقین جایگزین است و در پاکی خود استوار است.
توکل
از امام حسین (ع) روایت شده است: عزت و بی نیازی از جایگاه خود بیرون آمده به گردش پرداختند، چون با توکل برخورد نمودند و در آن مقیم گشتند.
تسلیم در برابر گزینش خدا
به امام حسین (ع) عرض شد ابوذر می گوید: برای من، فقر محبوبتر از بی نیازی و مریضی، محبوبتر از سلامتی است. حضرت فرمود: خدای متعال ، ابوذر را رحمت کند، اما من می گویم: هرکس به نیک گزینی خدا برای او مطمئن شود، جز آنچه را خدا برایش گزیده است آرزو نمی کند.
خیر دنیا و آخرت
امام حسین (ع) می فرماید: خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی و پاک خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است. · بهترین عبادت امام حسین (ع) می فرماید: جمعی خدا را از شوق بهشت می پرستند، این عبادت سوداگران است و گروهی خدا را از بیم دوزخ می پرستند، این عبادت بردگان است و مردمی هم خدا را از روی شکر می پرستند. این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است.
پاداش عبادت
امام حسین فرمود: هر کس خدا را آنگونه که حق پرستش اوست بپرستند، خدا از فیض خود به او بالاتر از آرزوها و کفایتش ارزانی دارد. · کبریایی ازآن خداوند است یک نفر به امام حسین (ع) عرض کرد: در تو کبر وجود دارد؟ حضرت فرمود: همه کبریایی و عظمت از آن خداوند یگانه است که در دیگری نیست. خدای متعال فرمود: عزت، مخصوص خدا و رسول او و اهل ایمان است.
ادب چیست؟
از امام حسین (ع) پرسیدند: ادب چیست؟ فرمود: این است که از خانه خود بیرون آیی و با هیچ کس برخورد نکنی مگر آنکه او را برتر از خود ببینی.
پاداش سلام
امام حسین (ع) فرمود: سلام ، هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن، ازآن سلام کننده و یکی ازآن جوابگو است.
بخیل کیست؟
امام حسین (ع) فرمود: بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.
نشانه های خائن و بدکار
امام حسین می فرماید: « درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است. هرگاه آشفتگی و بلا بر عاقلی روی آورد اندوه خود را با دور اندیشی می زداید و برای چاره جویی در خانه عقل را می کوبد.
الهامبخشى تربت خونین سیدالشهدا(علیهالسلام) در راه مبارزه با ستم، سبب شد که شیعه، همواره مرقد آن شهید را تکریم و بر گرد آن تجمع کند. توصیههاى اکید ائمه نیز نسبت به زیارت قبر امام حسین (علیهالسلام) این شور و الهام را مىافزود. همین سبب شد که حکام ستمگر همواره احساس خطر کنند و این کانون را از هم بپاشند. از دوران بنى امیه که زیارت آن حضرت، ممنوع و تحت کنترل بود، تا زمان هارون الرشید که حتى درخت سدرى را که سایهبان زائران بود قطع کردند1، تا زمان متوکل عباسى که اوج آن سختگیریها و ممانعتها بود، تا زمان استیلاى وهابیون و غارت کربلا و تخریب حرم حسینى، همه و همه گویاى وحشت دشمنان حق و اهل بیت، از جلوهگرى این خورشیدهاى تابان بود.
متوکل عباسى، پاسگاهى در نزدیکى کربلا زده و به افراد خویش فرمان اکید داده بود که: هر کس را دیدید قصد زیارت حسین را دارد، بکشید.2 به امر متوکل، هفده بار قبر حسین(علیهالسلام) را خراب کردند.3
در یکى از این نوبتها، «دیزج یهودى» را مامور تغییر و تبدیل و تخریب قبر مطهر کرد. او نیز با غلامان خویش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شکافت و به حصیرى که پیکر امام در آن بود برخورد کرد که از آن بوى مشک مىآمد. دوباره خاک روى آن ریختند و آب بستند و آن زمین را مىخواستند با گاو، شخم بزنند که گاوها پیشروى نمىکردند.4 هارونالرشید نیز یک بار به والى کوفه فرمان داد تا قبر حسین بن على(علیهالسلام) را خراب کند. اطراف آن را عمارتها ساخته و زمینهایش را زیر کشت و زراعت بردند.5 به متوکل خبر دادند که مردم در سرزمین «نینوا» براى زیارت قبر حسین(علیهالسلام) جمع مىشوند و از این رهگذر، جمعیت انبوهى پدید مىآید و کانون خطرى تشکیل مىشود.
متوکل به یکى از فرماندهان ارتش خود در معیت تعدادى از لشگریان ماموریت داد تا مرقد مطهر را بشکافند و مردم را متفرق ساخته، از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زیارت قبر او جلوگیرى کنند. او هم طبق دستور، مردم را از پیرامون قبر پراکنده ساخت.
این حادثه در سال 237 هجرى بود. ولى مردم در موسم زیارت، باز هم تجمع کرده، علیه او شورش کردند و بىباکانه به ماموران خلیفه گفتند: اگر تا آخرین نفر هم کشته شویم، دست برنمىداریم. و بازماندگان ما به زیارت خواهند آمد. وقتى حادثه به متوکل گزارش شد، به آن فرمانده نوشت که دست از مردم بردارد و به کوفه بازگردد و چنین وانمود کند که مسافرتش به کوفه در رابطه با مصالح مردم بوده ... تا این که در سال 247 باز تجمع مردم زیاد شد. به نحوى که در آن محل، بازارى درست شد. مجددا بناى سختگیرى گذاشتند.6 روز به روز بر زائران افزوده مىشد، متوکل سردارى فرستاد و میان مردم اعلام کردند که ذمه خلیفه از کسى که به زیارت کربلا رود بیزار است.
باز هم آن منطقه را ویران کردند و آب بستند و شخم زدند و قبر را شکافتند.7 اینگونه برخوردها و جفاها، همه براى پراکندن مردم از گرد این کانون حرارت و شوق بود، اما کمترین نتیجهاى نمىگرفتند و بر شوق مردم افزوده مىشد. «بهاى وصل تو گر جان بود، خریدارم.» کربلا، سنگر مقاومت مىگشت و کعبه اهل حقیقت و ولا.
وهابیان نیز در سال 1216 ه.ق به کربلا حمله کردند و این تهاجمها، ده سال ادامه داشت. هم شهر را غارت و هم مردم را قتل عام و هم قبر مطهر را خراب کردند. یک بار هم «امیر مسعود» در سال 1225 با سپاهى متشکل از 20 هزار جنگجوى وهابى به نجف و از آنجا به کربلا تاختند.9
در عصر حاضر نیز، حکومت بعثى عراق، براى در هم کوبیدن حرکت انقلابى شیعیان این سرزمین، در سال 1370 ش با انواع سلاحها مردم را در نجف و کربلا به خاک و خون کشید و با توپخانه، گنبد و بارگاه امام حسین(علیهالسلام) را مورد هجوم قرار داد. و این پس از قیام مردمى بر ضد حکومت «صدام» بود که شهر نجف و کربلا را به تصرف در آوردند و رژیم عراق، براى باز پسگیرى آنها از دست انقلابیون، با خشونت تمام وارد میدان شد و ساختمان حرم امیرالمؤمنین و سیدالشهدا و حضرت اباالفضل (علیهمالسلام) و گنبد و درها و ضریح، آسیب دید.
این جنایتها سبب شد رهبر انقلاب اسلامى، آیة الله خامنهاى طى اطلاعیهاى ضمن محکوم کردن تجاوزات رژیم بعث عراق به حرمها و شهرهاى مقدس، روز پنجشنبه 8 ذى قعده 1411 ق برابر با دوم خرداد 1370 ش را عزاى عمومى اعلام کرده، به سوگ بنشیند.10
در بخشى از این اطلاعیه آمده است: «... با یورش وحشیانه به نجف و کربلا، آن کردند که قلم از شرح آن عاجز است و بر عتبات عالیات و مسلمانان و مردم عراق و حوزههاى علمیه، آن روا داشتند که طواغیت ستمگر و خون آشام بنى امیه و بنى عباس هم روا نداشته بودند و چنان ضایعه و جراحتى بر قلب دوستان اهل بیت وارد کردند که سنگینى آن پىنوشتها را با هیچ فاجعهاى در این زمان، نتوان قیاس کرد. «هیجوا احزان یومالطفوف... .»11
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی
آرى ... «زیارت این خاک است که توده مردم را یارى مىدهد تا به انقلاب حسین(علیهالسلام) و به جهاد و مبارزه او علیه ظلم بیندیشند و به رسوا کردن دستگاه حاکم بنشینند. چنین استکه این خاک -خاک کربلا - سمبل و شعار مىشود و طواف آرامگاه حسین، با صد طواف کعبه مقابل مىشود و حتى بر آن ترجیح مىیابد.»8حادثه کربلا، حادثهای است که دیگر تکرار نمیشود و تنها یکبار در سال 61 هجری قمری رخ داده است. اما این حادثه حاوی درسها و محتوای غنی فرهنگ انسانی از سوی امام حسین (علیهالسلام) و اصحابش میباشد و از سوی دیگر شامل وحشیانهترین اعمال پست و غیرانسانی است که از سوی اردوگاه کفر و نفاق یعنی یزید و یارانش اتفاق افتاده است.
امروز که پس از 1369 سال، این حادثه سینه به سینه و دست به دست به ما رسیده است باید چه کنیم؟ وظیفه ما چیست؟ آیا فقط وظیفه ما اینست که با فرارسیدن ماه محرم شهر را سیهپوش کنیم و بیرقهای عزا بپا نماییم و لباس مشکی بر تن کنیم و ماتم گرفته و گریه کنیم؟!
در این شکی نیست که برای حفظ و برپایی شعائر الهی باید قطعاً این کارها انجام شود. ولی سوال ما اینست که باید به اینها بسنده شود؟!
پر واضح است که در چنین حادثهای بس عظیم، درسهای بسیاری نهفته است. و بلاشک در آن قیام خونین چیزیهایی نهفته است که فقط منحصر به آن زمان نبوده و آن موارد مربوط به تمامی زمانها میشود. ادامه مطلب ...دانا کیست؟
امام حسین می فرماید: اگر همه گفتار دانا نیکو و بحق بود، از خود پسندی در آستانه دیوانگی قرار می گرفت. همانا دانا کسی است که حق گویی او فراوان باشد.
صفتهای زیبا
امام حسین می فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه های طولانی، فزونی عقل است، شرافت همان پارسایی است. قانع بودن، آسایش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پلیدی بازت می دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاری واردت می سازد.
امام حسین می فرماید: هر کس این پنج چیز را نداشته باشد، از زندگی خود چندان بهره ای نمی برد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش خلقی.
شریف ترین مردم
شخصی از امام حسین پرسید: شریف ترین مردم کیست؟
امام فرمود: آن کس که پیش از اندرز دیگران، خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران، خود بیدار شود.
عرض کرد: شهادت می دهم که چنین کسی سعادتمند است.
تسلیم در برابر خدا
از امام حسین پرسیدند: چگونه صبح کردی؟
فرمود: صبح نمودم در حالیکه پروردگارم بالای سرم و آتش، پیش رویم، مرگ، جوینده ام و حساب الهی فراگیرم می باشد و چنین روزی من، در گرو کردار خویشم، نه آنچه دوست دارم پیدا می کنم، و نه آنچه نمی پسندم از خود می رانم و همه کارها در اختیار دیگری است. اگر بخواهد عذابم می کند و اگر بخواهد از من می گذرد. بنابراین کدام فقیری از من نیازمندتر است.
ایمان و یقین
شخصی از امام حسین پرسید: فاصله میان ایمان و یقین چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت.
گفت: چگونه؟ فرمود: ایمان آن است که آن را می شنویم و یقین آن است که آن را می بینیم و فاصله بین گوش و چشم چهار انگشت است.
پرسید: میان آسمان و زمین چقدر است؟ فرمود: یک دعای مستجاب.
پرسید : میان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ی سیر یک روز آفتاب.
پرسید: عزت آدمی در چیست؟ فرمود: بی نیازیش از مردم.
پرسید: زشت ترین چیزها چیست؟ فرمود: در پیران هرزگی و بیعاری است، در قدرتمندان،درنده خویی، در شریفان، دروغگویی، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص.
چیزی به محرم نمانده است. از این طرف هم، چند روزی نیست که از عید غدیر میگذرد. حالا که در این میانهایم، تصمیم گرفتم داستان حیرتانگیزی را برایتان تعریف کنم.
یادم هست بچه که بودم مادرم نمیگذاشت پیراهن مشکیام همیشه تنم باشد و مثلا با آن بخوابم یا... . از تکیه که برمیگشتیم میگفت که عوضش کنم. و وقتی میپرسیدم چرا؟ میگفت لباس عزای امام حسین احترام دارد. پیرهنی که با آن برای امام حسین سینه زدی متبرک است!
آن موقع سکوت میکردم و گاهی شاید با اکراه درش میآوردم. و شاید هم در دلم، در همان عالم کودکی میخندیدم.
امروزه هم احساس میکنم اگر برای خیلیها این حرف را بزنی، بخندند. نه که همه چیز منطقی شده و بدون دلیل نمیشود حرف زد!! همه میگویند که ای آقا این حرفهای عوامانه را رها کن.
ادامه مطلب ...
همشهری
آنلاین:
دانشنامه امام حسین (ع) همزمان با ایام ماه محرم، در
سایت حوزه قرار گرفت.
مدیر اجرایی این پایگاه، دانشنامه امام حسین (ع) را شامل زندگی نامه امام سوم شیعیان قبل و پس از امامت، واقعه عاشورا و شهادت آن حضرت، اهداف، پیامدها و زمینههای این قیام تاریخی دانست که در19نمایه اصلی و 16نمایه فرعی برای استفاده علاقه مندان ارائه شده است.
طباطبایی معرفی نقش آفرینان واقعه کربلا از جمله اهل بیت (ع)، اصحاب و یاران ونقش موثر زنان در این نهضت را از جمله مطالب این دانشنامه برشمرد و گفت: کاربران میتوانند دعاهای مربوط به امام حسین(ع) از جمله دعای عرفه و زیارت عاشورا را همراه با شرح، متن و اسناد آنها در این پایگاه مشاهده کنند.
http://www.hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?LanguageID=1
امام حسین می فرماید: از نشانه های اسباب قبولی اعمال، همنشینی با خردمندان است و از نشانه های اسباب نادانی، کشمکش با نابخردان است و از نشانه های دانا، نقادیاو از گفتار خود و آگاهی او از اسرار آرای گوناگون است.
به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
http://www.takmobile.org
ادامه مطلب ...امام حسین فرمود: عاقل، با کسی که می ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمی شود، از کسی که می ترسد او را رد کند درخواستی نمی کند، به کسی که می ترسد او را بفریبد تکیه نمی نماید و به کسی که به امید او اطمینانی نیست امید نمی بندد.
از جمله اهداف مهم حماسه خونین کربلا احیای عنصر امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین علیه السلام در وصیتی که به برادر بزرگوارشان محمد حنفیّه می نویسند، در این باره چنین می فرمایند: «من نه به سبب خودخواهی یا خوشگذرانی و نه برای ایجاد فساد و ترویج ستمگری قیام کرده ام؛ بلکه انگیزه من از قیام انجام دادن تکلیف «امر به معروف و نهی از منکر» است. می خواهم از این طریق اصلاحاتی را در امت جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم انجام دهم و روش من روش رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام است».
بر همین اساس در زیارت آن حضرت تصریح می کنیم: «اشهد انّک... اَمَرتَ بِالمعروف و نَهَیتَ عن المنکر و جاهدتَ فی سبیلِ اللهِ حتی اَتاکَ الیقین؛ شهادت می دهم که تو امر به معروف و نهی از منکر کردی و آن گونه در راه خدا به جهاد پرداختی که به یقین کامل دست یافتی».
http://www.hawzah.net
ویژگی های خاصی که نهضت امام حسین علیه السلام داشت موجب شد که این حرکت بزرگ همیشه ماندگار باشد. در پاسخ به این پرسش که «چه عواملی موجب جاودانگی این نهضت شد؟» پاسخ های مختلفی بیان شده که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد:
1. خدایی بودن نهضت؛ یعنی امام حسین علیه السلام و اصحابش در این قیام و مبارزه بزرگ انگیزه الهی داشتند و هدفشان حمایت از دین و احیای احکام آن بود؛
2. رهبری بی نظیر امام حسین علیه السلام ؛
3. تلاش های اهل بیت علیه السلام پس از حادثه کربلا؛
4. اهتمام شیعیان به پاسداری از دست آوردهای انقلاب عاشورا و پافشاری بر زنده نگه داشتن خاطره عاشورا در طول تاریخ؛
5. کیفیّت خود حادثه عاشورا و وجود مردان شجاع و فداکار و بااخلاص و مؤمن از یک سو و دژخیم های حیوان صفت که اثری از خوی انسانی و اخلاق شایسته در آنها دیده نمی شود و از ارتکاب هرگونه جنایت و رذالت خودداری نکردند، از سوی دیگر.
http://www.rasekhoon.net/weblog/hoseinam/index.aspx
گرچه در ماجرای نهضت عاشورا امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش به ظاهر شکست خوردند، اما از توجه به دست آوردهای این واقعه به خوبی معلوم می شود که پیروز واقعی امام حسین علیه السلام است. آن حضرت با انتخاب شهادت و جنگ با دشمن موجب شد که:
1. اسلام از نابودی حتمی که در پی سلطه یزید پیش می آمد نجات یافت؛
2. نفوذ دینی و سیاسی بنی امیّه بر افکار عمومی قطع شد؛
3. روح مبارزه با ستم در رگ های آحاد جامعه اسلامی از نو به جریان افتاد؛
4. روحیه شهادت طلبی و صبر و مقاومت را در مردم تقویت کرد؛
5. بیداری مردم و تقویت مسئولیت اجتماعی را در آنها موجب شد؛
6. الگویی عینی برای نهضت های آزادی بخش به وجود آورد؛
7. اسباب نابودی حکومت ستمگر یزید را فراهم کرد؛
8. زمینه شناخت بیشتر امامت را فراهم ساخت.
http://www.rasekhoon.net/weblog/hoseinam/index.aspx
اسماء بنت عمیس می گوید: وقتی پس از تولد امام حسین علیه السلام او را به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بردم آن حضرت او را در آغوش گرفت و شروع به گریستن کرد. عرض کردم: یا رسول الله، چرا گریه می کنید؟ آن حضرت فرمودند: «روزی این فرزندم را گروهی از افراد ستمگر امت من خواهند کشت. خداوند شفاعتم را شامل حال آنها نکند». آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اضافه کردند: «ای اسماء، مبادا این خبر را به دخترم فاطمه بگویی. او در وضعی است که این خبر برای او بسیار دردناک و غم انگیز خواهد بود».
http://www.rasekhoon.net/weblog/hoseinam/index.aspx