امام حسین عزیزترینم

امام حسین عزیزترینم

تقدیم به مولای عزیزم امام حسین
امام حسین عزیزترینم

امام حسین عزیزترینم

تقدیم به مولای عزیزم امام حسین

سیمای امام حسین(ع) در احادیث پیامبر(ص)



امام حسین(ع) به مدت 7 سال در آغوش پیامبر بزرگ اسلام تربیت یافت که در این 7 سال، آنقدر حضرت سفارش او و برادرش حسن (ع) را به مردم کرد که کتابهای سنی و شیعه پر است از فضایل و مناقب این دو بزرگوار که بیش از 50 مورد در کتابهای اهل سنت آمده است و در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم:



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید



1 - حسین (ع)، سید جوانان بهشت:


پیامبر اکرم (ص) فرمود: «الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه» ، یعنی حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتند.

متن بعضی دیگر از احادیث این است که پیامبر(ص) فرمود: فرشته ای از آسمان که مرا زیارت نکرده بود، از خدا برای زیارت من اذن خواست، پس به من خبر و مژده داد که دخترم فاطمه، سیده زنان امت من است و این که حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتند.


2- فضیلت دوستی حسین(ع) و نکوهش دشمنی با آن حضرت:


گروه بسیاری از محدثین نامدار اهل سنت روایت کردند که پیغمبر(ص) بیرون آمد در حالی که حسن و حسین(ع) با او بودند، امام حسن (ع ) بر یک دوش آن حضرت وامام حسین (ع)  بر دوش دیگر بود. یکبار حسن را می بوسید و بار دیگر حسین را،  تا به ما رسید، فرمود: [من احب الحسن و الحسین فقد احبنی و من ابغضهما فقد ابغضنی ] هر کس حسن و حسین را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته و هر کس آنها را دشمن بدارد، پس البته مرا دشمن داشته است.

3- حسین، محبوب پیامبر(ص):


در روایت دیگری آمده است که جمعی با رسول خدا (ص) به میهمانی می رفتند و آن حضرت پیشاپیش آنان حرکت می کرد، در اثنای راه، و حسین(ع) را دید و خواست او را در آغوش بگیرد، و حسین (ع) به این سو و آن سو می دوید، پیامبر اکرم(ص) از مشاهده این حالت تبسم میکرد تا آن که او را در آغوش گرفت، یک دست خود را به پشت سر و دست دیگر را به زیر چانه او نهاد و بر لبهای امام حسین بوسه زد و سپس فرمود: «حسین از من است و من از اویم، خداوند دوست دارد کسی را که او دوست دارد.»

4-  پیامبر(ص) حسین (ع) را می بوسید:


در البداء و التاریخ نقل شده که یزید امر کرد تا پرده نشینان حرم حسینی و بانوان آن حضرت را بر در همان مسجدی که اسیران را نگاه می داشتند، نگاه بدارند تا مردم آنها را ببینند؛ و سر مبارک حسین (ع) را در جلوی خود گذارد و با چوب یا شمشیر به آن روی مطهر می زد.

ابوبرزه اسلمی برخاست و گفت: به خدا قسم چوب تو به همان موضعی می خورد که مکرر دیدم پیغمبر (ص) می بوسید.


5- اول کسی که وارد بهشت می شود:


روزی پیغمبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود: اول کسی که داخل بهشت می شود، من، تو، فاطمه، حسن و حسین هستیم. علی(ع) عرض کرد پس دوستان چطور؟ پیغمبر(ص) فرمود: بعد از شما وارد می شوند».

6- حسین (ع)، گلی از باغ دنیا، راوی می گوید:


به خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شدم، دیدم که حسن و حسین روی دوش اویند، عرض کردم: ای رسول خدا ! آیا این دو را دوست می داری؟ فرمود: برای چه دوست نداشته باشم؛ در حالی که این دو گلهای منند از باغ دنیا.

7- امام زمان (ع) نهمین فرزند حسین(ع) است:


پیامبر (ص) فرمود: حسن و حسین علیها السلام دو امام امت من بعد از پدرشان هستند، و دو آقای جوانان اهل  بهشتند، و مادرشان سیده زنان جهانیان و پدرشان سید الوصیین است، و از فرزندان حسین  9 نفرند که نهمین آنها قائم است از فرزندان من، طاعت ایشان طاعت من و معصیت و مخالفت ایشان معصیت و مخالفت با من است، به سوی خدا شکایت می کنم از کسانی که فضیلت ایشان را انکار و احترامشان را بعد از من ضایع می کنند .

و خداوند کافی است در ولایت کارها و نصرت عترت من، و امامان امت من، و انتقام گیرنده است از کسانی که حق آنها را انکار کنند. « و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون».


8- اشتقاق نام حسین (ع) از نام خدای تعالی:


پیامبر اکرم(ص) فرمود: چون خدا آدم را آفرید، در سمت راست عرض پنج شبح در نور دید که در سجده و رکوع هستند. آدم پرسید: این پنج شبح که در هیبت و صورت من هستند، کیستند؟ خطاب شد: اینان پنج تن از فرزندان تو هستند، که پنج اسم برای آنها از نامهای خود مشتق کرده ام، و اگر برای اینان نبود، بهشت و جهنم، عرش و کرسی، آسمان و زمین فرشتگان و آدمیان و جنیان را نمی آفریدم، پس من محمودم، و این محمد است و من عالی هستم، و این علی است، و من فاطرم، و این فاطمه است، و من احسانم و این حسن است، و من محسنم و این حسین است. به عزتم سوگند یاد کرده ام که هر کس ذره ای از کینه ایشان در دل داشته باشد، او را داخل آتش می کنم، ایشان برگزیدگان من هستند، و به ایشان نجات می دهم، و به ایشان هلاک می نمایم، هر وقت حاجتی داری به این پنج تن متوسل شو، پس پیغمبر (ص) فرمود: ماییم کشتی نجات! هر کس به آن ملحق شود ، نجات یابد و هر کس از آن برگردد، هلاک شود.

9- دوستان حسین (ع) اهل بهشتند:


از ابن عباس حدیثی طولانی از پیغمبر(ص) در فضایل حسنین (علیهما السلام) روایت شده که در پایان آن می فرماید: «خدایا تو می دانی که حسن و حسین در بهشتند، هر کس آنها را دوست دارد در بهشت است و هر کس آنها را دشمن بدارد، در آتش است».

http://www.tebyan.net

جغد بر حسین علیه السلام نوحه سرائی و ذکر مصیبت می کند

راوی می گوید امام رضا علیه السلام به من فرمود : مردم درباره جغد چه می گویند؟

عرض کردم : فدایت شوم آمده ایم که از شما بپرسیم . حضرت فرمود : جغد در زمان جدم رسول الله در منازل و قصرها و خانه ها سکنی داشت ، وقتی مردم مشغول خوردن غذا می شدند این حیوان پر می زد ، در مقابل آنان قرار می گرفت مردم هم بای او غذا می ریختند ، او می خورد ، و از آب هم سیراب می شد ، بعد به منزلش بر می گشت .

اما وقتی که حسین بن علی علیه السلام شهید شد ،از شهر و آبادی خارج گشت و در خرابه ها و کوه ها  و بیابانها مکان گرفت و گفت : بد امتی شما می باشید ، پسر دختر پیامبر خود را کشتید و من در امان نیستم. (ترجمه کامل الزیارت ص 319)

امام صادق علیه السلام به حسین بن ابی غندر فرمود : آیا احدی از شما جغد را در روز دیده است ؟

عرضه داشتن : خیر تنها در شب پیدا می شود . حضرت فرمود : آیا می دانید چرا در خرابه ها ممکن دارد و به آبادی نمی آید ؟

وقتی امام حسین علیه السلام شهید شد این حیوان قسم خورد که هرگز در آبادی منزل نگیرد تنها در خرابه ها باشد ، روز پیوسته روزه و ناراحت تا شب فرا برسد از ابتداء آن تا صبح بر مصیبت حسین علیه السلام زمزمه و نوحه سرائی و مرثیه خوانی می کند.(ترجمه کامل الزیارات ص 318)

امام صادق علیه السام فرمود : ای یعقوب آیا تا حال دیده ای که جغدی در روز آواز بخواند ؟

عرض کرد : خیر ، حضرت فرمود : می دانی چرا ؟ عرض کردم : خیر ،فرمود برای اینکه حلول روز را این حیوان روزه است و وقتی شب فرا رسید افطار کرده و آنچه خداوند منان روزی او کرده استفاده نموده پس پیوسته تا صبح بر مصائب حسین علیه السلام زمزمه و نوحه سرائی می کند. .(ترجمه کامل الزیارات ص 318)




http://www.molayemehraboon.blogfa.com

حسین و شادمانی پیامبر و فاطمه علیها السلام

امام صادق علیه السلام فرمود : جبرئیل علیه السلام محضر مبارک رسول الله عرضه داشت :

یا رسول الله : آیا تو را به فرزندی که امتت بعد از تو او را می کشند بشارت ندهم؟!

حضرت فرمود : مرا به آن نیازی نیست .

جبرئیل به آسمان رفت و برای بار دوم آمد و همان کلمات را تکرار کرد ، باز حضرت رسول (ص) فرمود :

مرا به آن نیازی نیست

جبرئیل عرضه داشت : پروردگارت اوصیای تو را در نسل او قرار می دهد ، حضرت فرمود : بسیار خوب پذیرفتم و خشنود شدم .

حضرت بر فاطمه علیها السلام وارد شد و فرمود : جبرئیل نزدم آمد و به فرزندی که پس از من امتم او را می کشند بشارت داده است .

فاطمه علیها السلام عرض کرد : مرا به آن نیازی نیست .

رسول خدا (ص) فرمود : پروردگارم امامت و ولایت  و وصایت را در نسل او قرار داده است .

فاطمه علیها السلام عرضه داشت : بسیار خوب پذیرفتم و خشنود شدم .

پس در حالی که از مقتول شدن آن فرزند کراهت داشت به او باردار شد و بار حمل را بر زمین نهاد ،

« حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً » (سوره احقاف آیه 15)

مادرش او را با ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی بر زمین می گذارد و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است ، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می گوید :

پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان .

امام فرمود : آیا در دنیا مادری را دیده اید « هل رایتم فی الدنیا تلد غلاما فتکرهه؟!»

که فرزندی بزاید و از آن کراهت داشته باشد ، البته این کراهت به خاطر این بود که می دانست عنقریب کشته خواهد شد ، بعد از شنیدن خبر شهادت امام حسین علیه السلام پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام گریستند تا حدی که جبرئیل نازل شد که پروردگارتان سلامتان می رساند و می فرماید : صبر نمودن بر شما واجب می باشد ، بعد از آن هر دو صبر نمودند ، وقتی که حسین علیه السلام متولد شد ، جبرئیل باز خبر شهادتش را به پیامبر اکرم (ص) داد ، حضرت گریه نمود ، در این بین فاطمه علیها السلام وترد شد در حالی که چشمان آن جناب اشک بار بود ، از حضرتش پرسید : شما را چه شده است ؟

پیامبر خدا (ص) فرمود : جبرئیل به من خبر داده که امتم عنقریب حسین علیه السلام را می کشند .

فاطمه با شنیدن این سخن جزع نمود و جامه خود را پاره کرد .

پیامبر (ص) فرمود : فاطمه جان ناراحت نشو که یکی از فرزندان این مولود مالک امور می شود و انتقام قاتلین را خواهد گرفت . فاطمه علیها السلام خشنود شد و نفس مبارکش آرام گشت . ( ترجمه کامل الزیارت باب 16 )







http://www.molayemehraboon.blogfa.com/

چرا پیامبر صلی الله علیه و آله حسین علیه السلام را می بوسید؟

پیامبر اکرم (ص) گلوگاه حسین علیه السلام را می بوسید و می گریست ، بالای قلبش را بوسه باران می ساخت و اشک می ریخت ، بر پیشانی بلند و دندانهای زیبا و دیگر اعضای بدنش را می بوسید و گریه می کرد ، امام حسین علیه السلام علت گریه را از وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) پرسیدند؟

حضرت فرمود : جای شمشیرهایی را که در راه حق و عدالت بر جان خواهی خرید را می بوسم و گریه می کنم (بحارالانوار-ج44-ص261)

اگر حسین علیه السلام از پیامبر دلیل گریه اش را به هنگام بوسه زدن بر لب و دندانش می پرسید در پاسخش می فرمود :

جای چوب خیزران و لبانی را بوسه می زنم که ابن زیاد ملعون به هنگام دیدن آنها شادمانی می کند و اگر دلیل بوسیدن بالای قلبش را می پرسید می فرمود :

جایگاه فرود تیر سه شاخه را می بوسم .

آری پیامبر (ص) می بوسید و می گریست ، اما خواهرش زینب علیها السلام نیز آمد و خواست تا همان نقاطی را که پیامبر (ص) بوسه باران می کرد ببوسد ، اما نتوانست چرا که همه اعضای بدنش پاره پاره بود خصوصا اگر آمدنش پس از پایمال شدن پیکر پاکش زیر سم اسب ها بود ، بلکه اگر پیش از آن هم آمده باشد بر اثر ضربات کوبنده تیرها و شمشیرها و نیزه ها هم ، بدن مقدسش قطعه قطعه شده بود و جای سالمی برای بوسیدن خواهرش نبود ، همانگونه که خود حضرت فرمود :

کانی باوصال تتقطعها عسلان الفلوات ... (بحار الانوار-ج44-ص366)

گویا با چشم خود می بینم که درندگان بیابانها در سرزمین میان نواویس و کربلا اعضای پیکرم را قطعه فطعه می کنند گویا به این علت از زبان خواهرش سروده اند :

خــاک عالــم بــسرم کـز اثــر تـیـر و سنــان

جای یک بوسه من در همه اعضای تو نیست

زینب علیها السلام جائی از پیکر برادر را بوسید که پیامبر نبوسیده بود ، او گلوی بریده و رگ های قطع شده ای را از درون بوسید که پیامبر تنها بیرون آن را بوسیده بود ، لبهای خود را بر گلوی برادر گذاشت از پرده دل فریاد کشید و جد بزرگوارش را صدا زد : یا رسول الله این حسین توست که با بدن قطعه قطعه بر ریگهای تفیده نینوا افتاده است ، این حسین عزیز توست که سر مقدسش را از قفا بریده اند . ( بحارالانوار-ج45-ص59 از ترجمه خصائص الحسینه ص 234)



http://www.molayemehraboon.blogfa.com

قیمت شعری که برای حسین علیه السلام باشد

ابوعمارة منشد می گوید : امام صادق علیه السلام به من فرمود : ای ابا عماره در مرثیه حسین علیه السلام برای من شعری بخوان من اطاعت کردم و خواندم حضرت گریست باز خواندم او گریست و پیوسته شعر خواندم و آن حضرت می گریست تا صدای گریه را از اندرون خانه شنیدم ،

سپس امام صادق علیه السلام فرمود : اب ابا عماره هر کس در مرثیه حسین علیه السلام شعری بخواند و پنجاه کس را بگریاند بهشت پاداش اوست ، و هر کس در رثاء حسین علیه السلام شعری بخواند و چهل نفر را بگریاند بهشت اجر اوست و هرکس در مرثیه حسین علیه السلام شعری بخواند و سی نفر را بگریاند بهشت از آن اوست .

و هر کس در رثای حسین علیه السلام شعری بخواند وو بیست نفر را بگریاند بهشت اجر اوست .

و هر کس در عزای حسین علیه السلام شعری بخواند و ده کس را بگریاند بهشت برای اوست

و هر کس در عزای حسین علیه السلام شعری بخواند و یک تن را بگریاند مزدش بهشت خواهد بود .

و هر کس در عزای حسین علیه السلام شعری بخواند و خود بگرید بهشت از آن اوست .

و هر کس در عزای حسین علیه السلام شعری بخواند و خود را گریان نماید ( شبیه گریه کنندگان ) بهشت از برای اوست .( ثواب الاعمال شیخ صدوق ص191 ح2)



http://www.molayemehraboon.blogfa.com

فضائل حسین علیه السلام در دربار یزید



در روایات آمده است فردی مسیحی به عنوان سفیر پادشاه روم به دربار یزید آمد . در مجلسی که سر مطهر امام حسین علیه السلام را آورده بودند حاضر بود ، چون سر امام حسین علیه السلام را دید ، منقلب شده و گریست ، فریاد و شیون سر داد تا آنجا که محاسنش از اشک هایش خیس شد .

سپس رو به یزید کرد و گفت : ای یزید ! من در زمان پیامبر اسلام(ص) به عنوان تاجر وارد مدینه شدم می خواستم به پیامبر اکرم (ص) هدیه ای دهم ، از اصحاب آن حضرت پرسیدم : پیامبر اکرم (ص) چه هدیه ای را بیشتر دوست می دارد ؟

گفتند : عطر را بیشتر از هر چیزی دوست دارند و به ان مشتاق هستند .

من دو نافه مشک و مقداری عنبر اشهب برداشته خدمت پیامبر اکرم (ص) بردم ، آن روز در خانه همسرش ام سلمه بود ، نگاهم که به او افتاد از مشاهده جمال او نوری درخشان بر چشمانم فزونی یافت که شادیم را دو چندان کرد و دلم اسیر محبتش شد .

او را سلام کردم و عطر را پیش روی او نهادم ، فرمود : این چیست؟ عرض کردم : هدیه ای ناچیز است که به خدمت شما آوردم .

فرمود : نامت چیست ؟ عرض کردم : عبدالشمس

فرمود : نام خود را عوض کن ، من تو را عبدالوهاب می نامم ،سپس ادامه فرمود : اگر اسلام را بپذیری من هم هدیه تو را می پذیرم .

با دقت تمام به او نگریستم و در احوال او اندیشه کردم ، یقین کردم که او پیامبر خداست ، همان پیامبری است که عیسی علیه السلام از ظهور او به ما بشارت داده است ...

در همان ساعت مسلملن شدم ، و در حالی که اسلام خود را پنهان می داشتم به روم برگشتم ، اکنون سالیانی است که با پنج پسر و دختر خود مسلمانیم ، من امروز وزیر پادشاه رومم و تاکنون هیچ یک مسیحسان بر حال ما آگاهی نیافته است


ادامه مطلب ...

شعر اربعین

یک اربعین به نیزه سر یار دیده ام
یک اربعین چو شمع به پایت چکیده ام

یک اربعین به ضربه شلاق ساربان
بر روی خارهای مغیلان دویده ام
یک اربعین تمام تنم درد می کند
با ضرب تازیانه ز جایم پریده ام
یک اربعین رقیه تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیده ام
یک اربعین به شام و به کوفه حماسه ها
با خطبه های حیدری ام آفریده ام
یک اربعین به چوبه محمل سرم شکست
همچون پدر ببین تو، جبین دریده ام
یک اربعین کنار عدو، وای وای وای!
بس جور طعنه های فراوان کشیده ام
یک اربعین به ضربه سیلی ببین حسین!
روی کبود و قامت از غم خمیده ام

مجید لشگری

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

http://www.emam8.com

از حسین علیه السلام از فضائل اهل بیت پرسیدند؟

 

  تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



امام صادق علیه السلام فرمود : چند نفری خدمت امام حسین علیه السلام مشرف شدند و عرضه داشتند : یا ابا عبدالله درباره فضیلت ویژه ای که خداوند به شما هال بیت نبوت اختصاص داده است برای ما بیان بفرمایید؟

امام حسین علیه السلام فرمود : « انکم لا تحملونه و لا تطیقونه» ( فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام ص 651‌)

اگر برای شماها بگویم اولا باور نمی کنید و ثانیا تاب و تحمل شنیدن انرا ندارید .

عرضه داشتند : یابن رسول الله ، باور می کنیم شما بفرمایید .

حضرت فرمود : اگر راست می گویید ، دونفرتان به کناری روید ، اول با یکی از شما سخن بگویم اگر تحمل کرد با هر سه شما در این باره سخن خواهم گفت .

دو نفر از آنان به کناری رفتند و منتظر شدند ، حضرت با یکی از انها سخن گفت ، در حین سخن گفتن بود که او چنان آشفته شد که طائر عقلش از سرش پرید ، مثل انسانهای گنگ و کر شد .

آن دو نفر نزدیک شدند وقتی آن حالت را در او دیدند ، هر چه با او سخن گفتند او از شدت وحشت و شیدای که داشت پاسخی نمی داد .

باز از امام صادق غلیه السلام روایت شد که فرمود : مردی خدمت امام حسین علیه السلام شرف حضور رسانید و عرضه داشت حسین جان از ان فضائل مخصوص که متعلق به شما اهل بیت علیهم السلام می باشد که به ان کرامت بخشیده اید برایم بیان فرمایید ،

حضرت فرمود : ای بنده خدا از من درخواست کردی که توان پذیرش آن را نداری ؟ ان مرد عرضه داشت : یابن رسول الله : ششما برای من بیان کنید انشاءالله توان پذیرش آن را دارم . حضرت حدیثی را برای او بیان فرمود که هنوز به پایان نرسیده بود که موهای سر و صورت ان مرد سفید شد و آنچه حضرت برای او فرموده بود فراموش کرد و حضرت فرمود : رحمت خدا شامل حال او شد که سخنم را فراموش کرد .



http://www.molayemehraboon.blogfa.com

و بر طفل حسین چه گذشت ...


طاهر بن عبدالله دمشقى گوید: من ندیم آن لعین بودم و اکثر شبها براى او صحبت مى کردم و او را مشغول مى نمودم . شبى نزد آن ملعون بودم و قدرى هم از شب گذشته بود، پس به من گفت : اى طاهر! امشب وحشت بر من غالب است و قلبم در تپش افتاده و دلم از غصه و حزن پر شده ، بسیار اندوه و غصه دارم که حالت نشستن و صحبت کردن ندارم . بیا سر من را در دامن گیر و از افعال ناشایسته و گذشت من صحبت من و طاهر گوید: من سر نحس او را در دامن گرفتم . آن لعین به خواب رفت ، و سر نورانى سیدالشهدا علیه السلام در آن وقت در طشت طلا در مقابل ما بود. چون ساعتى گذشت دیدم که ناگهان پرد گیان حرم محترم امام حسین علیه السلام از خرابه بلند شد. آن لعین در خواب و من در اندوه بودم ، که آیا چه ظلم و ستم بود که یزید بدماب به اولاد بوتراب نمود؟


ادامه مطلب ...

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



 فِرْدریک جمس : درس امام حسین(ع) و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی و ترحّم و محبّت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

 ل. م.بوید : در طیّ قرون، افراد بشر همیشه جرأت و پردلی و عظمت روح، بزرگی قلب و

شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و

فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین(ع). و من مسرورم که

با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام، هرچند که 1

300 سال از تاریخ آن گذشته است.

 


http://3imam.persianblog.ir

http://www.negarkhaneh.ir/fa/usergallery/2009/7/davarinejad%5CP-Ashora1_Fixd.jpg


این خطبه را در جریانی مفصل در شب عاشورا حضرت زینب علیهاالسلام نقل کرده و فرموده است:
قمر بنی‏هاشم خطبه‏ای خواند مشتمل بر حمد و ثنای خدای عزوجل و درود بر پیامبر و خاندانش که مانند آن را جز از امام حسین علیه‏السلام نشنیده بودم و در آخر خطبه‏اش فرمود:
'یا اخوتی و یا بنی اخوتی و بنی عمومتی اذا کان الصباح فما تقولون؟'.
'ای برادران و برادرزادگان و عموزادگان! صبح که شد چه نظری دارید؟'.
گفتند: اختیار به دست توست و ما از گفته‏ی شما تجاوز نمی‏نماییم. پس حضرت عباس علیه‏السلام فرمود:
'ان هؤلاء، أعنی الأصحاب قوم غرباء، و الحمل الثقیل لا یقوم الا باهله فاذا کان الصباح فاول من یبرز الی القتال أنتم نحن نقدمهم للموت لئلا یقول الناس قدموا أصحابهم فلما قتلوا عالجوا الموت بأسیافهم ساعة بعد ساعة'. (1)
'اصحاب، غریب هستند، بار سنگین را جز صاحب بار کسی حمل نمی‏نماید. صبح که شد شما پیش از آنان به جنگ بروید، ما پیش از آنها از شهادت استقبال می‏کنیم تا مردم نگویند یارانشان را به کام مرگ فرستادند، وقتی که آنها کشته شدند، مرگ را لحظه به لحظه با شمشیرهایشان از خود دور نمودند.'
خطبه حضرت اباالفضل العباس در مسجدالحرام
روز هشتم ذیحجة الحرام (یوم الترویه) سال شصت هجری قمری، زمانی که حجاج بیت الله الحرام عازم سرزمین عرفات بودند، یزید بن معاویه نیروهایی را در حالی که سلاح در زیر احرام بسته بودند گماشته بود تا امام حسین علیه‏السلام را در خانه‏ی خدا به قتل برسانند که این عمل، هتک حرم الهی را هم دربرداشت.
یاران امام و بنی‏هاشم با توجه به این توطئه اطراف امام علیه‏السلام را گرفته، از جان امام علیه‏السلام حفاظت می‏نمودند. در این حال، حضرت قمر بنی‏هاشم ابوالفضل العباس علیه‏السلام با اجازه‏ی امام علیه‏السلام بر فراز کعبه رفت و خطاب به بنی‏امیه خطبه‏ی غرا و پرشوری را قرائت نمود که این خطبه را به نقل از کتاب 'خطیب کعبه'  که از کتاب 'مناقب السادات الکرام' نقل کرده  در اختیار علاقمندان قرار می‏دهیم. ابتدا متن عربی سپس ترجمه فارسی آن:
'الحمدلله الذی شرف هذا بقدوم أبیه من کان بالأمس بیتا أصبح قبلة. ایها الکفرة الفجرة! أتصدن طریق البیت لامام البررة؟ من هو احق به من سائر البریة؟ من هو ادنی به؟ ولو لا حکم الله الجلیة و اسراره العلیة و اختباره البریة لطار البیت الیه قبل ان یمشی لدیه. قد استلم الناس الحجر، و الحجر یستلم یدیه. ولو لم تکن مشیة مولای مجبولة من مشیة الرحمان لوقعت علیکم کالسقر الغضبان علی عصافیر الطیران. اتخوفون قوما یلعب بالموت فی الطفولیة؟ فکیف کان فی الرجولیة؟ و لفدیت بالحامات لسید البریات دون الحیوانات. هیهات! فانظروا ثم انظروا ممن شارب الخمر و ممن صاحب الحوض و الکوثر؟ و ممن فی بیته الغوانی السکران؟ و ممن فی بیته الوحی و القرآن؟ و ممن فی بیته اللهوات و الدنسات؟ و ممن فی بیته التطهیر و الآیات؟ هیهات! و انتم وقعتم فی الغلطة التی قد وقعت فیها القریش، لأنهم ارادوا قتل رسول الله صلی الله علیه و آله و انتم تریدون قتل ابن بنت نبیکم، و لا یمکن لهم مادام أمیرالمؤمنین علیه‏السلام حیا، و کیف یمکن لکم قتل ابی‏عبدالله الحسین علیه‏السلام مادمت حیا سلیلا؟ تعالوا اخبرکم بسبیله، بادروا قتلی، و اضربوا عنقی، لیحصل مرادکم. لا بلغ الله مدارکم و بدد اعمارکم و اولادکم، و لعن الله علیکم و علی أجدادکم'. 
ادامه مطلب ...

روایت ...

در پاره ای روایات ، از عاشورا به روز ظهور حضرت مهدی علیه السلام تعبیر شده است . امام باقر علیه السلام می فرمایند: « حضرت قائم علیه السلام روز شنبه که روز عاشوراست قیام می کند ، روزی که امام حسین علیه السلام شهید شد » .

و نیز می فرمایند : « آیا می دانید که این روز – عاشورا – چه روزی است ؟ همان روزی است که خداوند توبه آدم و حوا را پذیرفت ؛ روزی است که خداوند دریا را برای بنی اسرائیل شکافت و فرعون و پیروانش را غرق کرد و موسی علیه السلام بر فرعون پیروز شد . روزی است که ابراهیم علیه السلام متولد شد . روزی است که خداوند توبه یونس علیه السلام را پذیرفت ؛ روز تولد حضرت عیسی علیه السلام و روزی است که حضرت قائم علیه السلام در آن روز قیام می کند » .

امام باقر علیه السلام می فرماید : « یکدیگر را در روز عاشورا ، این گونه تعزیت دهید : « اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السلام » ؛ خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که به همراه ولی اش ، امام مهدی از آل محمد علیهم السلام ، طلب خون آن حضرت کرده ، به خون خواهی او برخیزیم . خود حضرت مهدی علیه السلام نیز در زنده نگهداشتن یاد عاشورا می کوشد . گواه آن ، داستان علامه بحرالعلوم است که با آن کهولت سن و موقعیت علمی و اجتماعی ، در صف سینه زنان امام حسین علیه السلام با وضعیتی خاص ظاهر می شود . و وقتی از او می پرسند چرا چنین عزاداری می کنید ؟ می فرماید : با رسیدن به دسته ی سوگواران ، چشمم به محبوب دل ها ، امام عصر علیه السلام افتاد و دیدم آن حضرت ، با سر و پای برهنه در میان انبوه عزاداران ، در سوگ پدرش حسین علیه السلام با چشمانی اشک بار به سر و سینه می زند ؛ به همین جهت ، قرار از کفم رفت و چنین به سوگواری پرداختم .




http://www.molayemehraboon.blogfa.com