این حسین(ع) است که خداوند مشتاق است به خون خفتنش را نظاره کند و ببیند احسن مخلوقات چگونه پس از قربانی کردن فرزندان و برادرانش و نهادن اهل بیتش میان آتش شعله ور کینه اشرار، چگونه با او سخن می گوید و آنگاه که پیش از افراشته شدن سر حسین(ع) بانگ رضا، اغاثه و شرمندگی اباعبدالله(ع) از قصور در بجا آوردن حق معبود به گوش می رسد، سر خلقت آدم آشکار می گردد، و این که هیچ یک از مخلوقات جز آل عبا تاب اینگونه جانفشانی در برابر دوست و شرمگینی از جایگاه خود در برابر علو معبود را ندارد.و این بار نوبت عقیله بنی هاشم(س) است که کار ناتمام حسین(ع) به پایان رساند و آنگاه که سر حنجر بریده بر فراز نی به نظاره نشسته، این زینب(س) است که سراسیمه به میان پیکرهای بی سر می شتابد و پس از یافتن تن پاره پاره برادر، بدن صدچاک حسین(ع) را بر دستان رنجور و خسته خود به سوی آسمان می گیرد و ندا برمی آورد که "اللهم تقبل منا هذا القلیل" بارالها، این قربانی ناچیز در برابر عظمتت را از ما بپذیر و اگر نیک بنگری، این صدای علی(ع) و زهرا(س) است که از بغض فروخورده زینب(س) به گوش می رسد و این دستان آدم، ابراهیم، اسحاق(س) و احمد(ص) است که به بازوان ناتوان زینب(س) در برداشتن این بار سنگین مدد می رساند.
http://www.ghadir.ca